دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۱:۰۶
کد خبر: ۸۵۵۲
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵ - ۰۰:۵۹
تعداد بازدید: ۵۳۴۹
در گذشته ای نه چندان دور، ایرانی ها به جای مراجعه به پزشک متخصص و فوق تخصص که بسیاری از آنها بدون دردست داشتن انواع آزمایش و ام.آر.آی و سی.تی.اسکن و نوار قلب و... قادر به تشخیص بیماری نیستند، حکیم داشتند. حکیم مرد دانشمندی بود که علاوه بر درمان دردهای جسم از راه حکمت ضمیر آگاه و ناخودآگاه بیمار را ورق می زد. با یک حالت تعارف و شرمندگی دستمزد اندک خود را به میل و رعایت بیماردریافت می کرد.

تیتر20 – یحیی امیری - پروفسور فلیپ جانسون که در شهریور سال 1320 به عنوان سرباز ارتش آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم که مدتی در گروه متفقین در تهران زندگی کرده است در یکی از سخنرانی هایش برای دانشجویان U.C.L  با شگفتی از کار طبابت "حکیم" در ایران خاطراتی نقل کرده که خلاصه اش این است:
"در بهمن ماه سال 1321 در گشت زنی خیابان های تهران، در یکی از روزهایی که تهران برف سنگینی را تحمل می کرد در خیابان منوچهری روبه روی سفارت انگلیس به هنگام راه رفتن در سطح یخ زده خیابان لیز خوردم و پای راستم به شدت آسیب دید، دوستم جورج به کمک اهالی محل به سرعت مرا به دفتر حکیم محل در آپارتمان نبش کوچه جناب بردند، حکیم مردی میانسال و از اهالی تهران بود که از کمی بیشتر،انگلیسی هم می دانست ،اوشکسته بندی می دانست ولی از آن مهم تر روانشناسی " پسیکو لوژی" و روانکاوی"پسی کانالیز" هم می دانست و در ویزیت و درمان من که ظاهرا امر ساده ای بود از دانسته های علمی خود در این دو زمینه هم بهره برد.
 در جریان مداوای خود دانستم در ایران به پزشک می گویند حکیم و حکیم کسی است که علاوه بر دانش پزشکی،فلسفه و روانشناسی هم می داند. در واقع با تمام علوم مرتبط با درمان آشناست و برای مداوای بیماران از تمام علوم مکتسبه استفاده می کند. آدمی است هوشمند و از ارتباط درد و جراحت جسمی با روان بیمار، ضمیرآگاه و ناخودآگاه بیمار را مد نظر قرار می دهد، در حین بررسی ناحیه آسیب دیده پاهایم،پرش هایی درباره افکار و تخیلات من در لحظه سر خوردن و به زمین افتادن مطرح کرد طوری که وقتی حرف می زدم درد فراموش شده و حالت خوشایندی از احساس آرامش داشتم.
 حکیم آدمی بود مهربان و مکتب های روانشناسی "فروید" و"یونگ"و"آدلر"و از فلاسفه شرق و غرب بسیار آگاه بود و هیچ علاقه ای برای دریافت دستمزد نداشت.برای دریافت حق ویزیت و درمان ولع نداشت. حوصله و صبوری او در شرایطی که بیماران دیگر هم در نوبت مطب او حضور داشتند مرا شگفت زده کرد.
برای همه کسانی که این روزها در مطب های شلوغ تعدادی از پزشکان متخصص و مشهور ، شاهد ویزیت عجله ای بیماران هستند (در خیابان مطهری چشم پزشکی کار می کند که انبوه بیماران خود را فله ای می پذیرد، یعنی چشم بیمار را کنار این دستگاه به آن دستگاه می بیند، نسخه آزمایش ام.ای.ار، عکسبرداری می نویسد و تمام هنر مداوای بیمار بر مبنای چندین آزمایش انجام می گیرد. در همان لحظه ای که دیدن مردمک چشم از پشت دستگاه مشغول است، بیمار دیگری در اتاق حضور دارد و منتظر است بلافاصله بعد از نوشتن نسخه روی صندلی معاینه قرار گیرد.
منشی پزشکان امروز قبل از معاینه ویزیت می گیرند. حکیم دیروز بعد از درمان پول می گرفت وبیمار به دلخواه خود و در توان مالی پولی با اصرار به حکیم می پرداخت. حکیم دیروز بخشی ازنحوه معالجه را در گفت و گو با بیمار و آگاهی کامل از شرایط روحی و روانی اوپیدا می کرد. بسیاری ازپزشکان امروز بیشتر به دستگاه های الکترونیکی و انواع آزمایش ها وابسته هستند. گاه حتی حرف های بیمار را نمی شنود و در جستجوی چند وچون احساس درد نیست .
فاصله بین حکیم و پزشک که هر دو یک کار یعنی مداوای بیمار را انجام می دهند به اندازه فاصله شرق و غرب است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: