جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ - ۰۴:۵۸
کد خبر: ۹۱۲۳
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۵ - ۱۸:۰۷
تعداد بازدید: ۱۰۲۳۳
دکتر سید محمد تقی هاشمیان،رئیس موسسه پژوهشی و موزه تاریخ تمدن شرق در واکنش به خروج آثار فاخر هنری از کشور:
وقتی « هرمان پارتینگر» رئیس بنیاد میراث فرهنگی پروس در مصاحبه اخیر خود با دویچه وله فارسی این گنجینه را که شامل( 30 اثر داخلی و 30 اثر خارجی است که گویا 14 قلم آن در زمره ی آثار صاحب نام و نفیس خارجی به شمار می رود و آثاری از پیکاسو هم در میان آنهاست )را باارزش ترین مجموعه هنر قرن بیستم خارج از مرزهای اروپا و آمریکای شمالی می خواند و ارزش مالی این گنیجینه ی هنری را با خساست بسیار 20 میلیارد یورو ارزیابی می کند آیا این رقم در برابر عوائد چهار میلیون یورویی احتمالی موزه هنرهای معاصر به اضافه عوائد معنوی ارتقای جایگاه این موزه در سطح رقابت های بین المللی بین موزه ای ناچیز نیست؟

خروج امانت سپاری و نمایش دوره ای و یک ساله ی 60 اثر منحصر به فرد از گنجینه آثار دهمین موزه مهم دنیا یعنی «موزه هنرهای معاصر تهران» در برخی از موزه های اروپایی بحث داغ و امروزی نخبگان فرهنگی و فعالان جامعه هنری کشور است که در فضای رسانه ای نیز برون تاب های فراوانی داشته و موافقان و مخالفان  پیرامون آن صحبت می کنند براساس شواهد، قرار است از بهمن ماه سال جاری و به مدت یک سال  30 اثر درجه یک ایرانی و 30 اثر درجه یک خارجی به ارزش بیش از  پنج میلیارد دلار به برخی از کشورهای اروپایی ازجمله آلمان و ایتالیا منتقل و در موزه های آنان به نمایش گذاشته شود! شنیده ها حاکیست14 اثر منحصر به فرد از تابلوهای خارجی متعلق به هنرمندان شهیری همچون پیکاسو، جکسون پولاک ، فرانسیس بیکن، ژان بودوفه و ... است . هرچند به گفته ی مسئولان  سی و پنج سال است که آثار هنری به دفعات مختلف از موزه خارج شده و به کشور بازگشته اما این سری با مخالفت جدی برخی ازفرهیختگان  و فعالان فرهنگی و هنری و رسانه های کشور روبرو شده است برای جویا شدن علت این مخالفت ها گفتگویی داشتیم با یکی از چهره های نام آشنا و صاحب قلم در حوزه ی مطالعات پژوهشی فرهنگ و هنر کشور و از موزه داران فعال بخش خصوصی جناب آقای «دکتر سید محمد تقی هاشمیان» رییس موسسه ی پژوهشی تاریخ و تمدن شرق و پایه گذار موزه ای به همین نام و نظرشان را جویا شدیم ایشان نیز همچون همیشه با رویی گشاده با ما برخورد کرده و در محل «موزه ی تاریخ و تمدن شرق» که حاصل 27 سال پژوهش، کنکاش و تجمیع و تحفیظ آثار کم نظیر هنری و تاریخی کهن از قلمرو ایران زمین وجهان اسلام و برخی قاره ها در این دفینه ارزشمند است از ما استقبال کردند . آنچه می خوانیدحاصل دو ساعت گفتگوی صریح و شفاف  با این پیشکسوت شیفته ی آثار کهن ایرانیست. نظر خوانندگان فهیم را به خوانش این گفتگو جلب می کنیم .



جناب آقای دکتر هاشمیان نظر جنابعالی به عنوان یکی از علاقه مندان به تجمیع ، تحفیظ و تعالی گنجینه های ارزشمند هنری و تاریخی کشور که سال های متمادی در خارج از کشور به کار و پژوهش و تدریس  و سخنرانی در همایش های گوناگون اشتغال داشته اید؛ در خصوص امانت سپاری و تور نمایشگاهی برخی از آثار فاخر موزه هنرهای معاصر تهران در کشورهای اروپایی بویژه  آلمان و ایتالیا چیست ؟
ضمن عرض سلام و خوشامد گویی به جنابعالی اجازه بدهید با توجه به این که روز 27 آبان  (17 نوامبر) روز جهانی فلسفه و حکمت است، من نیز به همین مناسبت، از زاویه  ای دیگر و کمی متفاوت تر از آنچه که دیگر همکاران دل افروز و فعالان دلسوز حراست از آثار هنری کشور در این باب گفتند به سوال شما با دو گفتمان حکیمانه پاسخ بدهم که مقدمه ی خوبی برای ورود به اصل بحث نیز باشد. 
همان طور که می دانید ، اساسا موضوعات تاثیر گذار در زندگی انسانها، سازمانها،  ملتها و دولتها به دو دسته ی «حداقلی » و «حداکثری» تقسیم می شوند موضوعاتی که حداکثر تاثیر را در زندگی انسان ها و دولت ها از خود برجا می گذارند موضوعات حیاتی یا راهبردی و «استراتژیک» هستند که بدون ملاحظه ی موقعیت آنها نمی توان استمرار زندگی انسانی با اجتماع را انتظار داشت و اما گفتار حکیمانه ی دوم؛ انسان ها ی خردورز عموما تمایل دارند کارهای خود را از نظر زمان انجام به سه دسته ی‌  «اولیت»، «اولویت» و «اهمیت» تقسیم کرده و لذا همیشه سعی می کنند اول به نیازمندی های بسیار حیاتی و شاخص خود بپردازند چون همین اول ها پیش نیاز انجام بسیاری از کارهای اولویت دار بعدی است  سپس به کارهای اولویت دار پرداخته و در نهایت خود را مشغول کارهایی خواهند کرد که اهمیت و ضرورت دارد 
حال با این مقدمه ی کوتاه من از متولیان این تور نمایشگاهی سالیانه که از آن با عنوان  «پروژه ی عظیم بین المللی  کشور» پس از برجام یاد می کنند در حالی که استارت آن را در سال آخر کار دولت یازدهم زده و می خواهند در واپسین ماه ها و در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری و بالتبع در شرایط ناپایدار سیاسی آن هم به بهانه ی ضرورت فعال سازی دیپلماسی موزه ای و توسعه روابط خارجی، موضوع بسیار مهم خروج امانت سپاری و نمایش یک ساله ی بخشی از ارزشمند ترین ذخائر هنری کشور را به برجام سیاسی گره بزنند بپرسم در سالی که رهبر اندیشمند انقلاب ، مقام معظم رهبری (مدظله العالی) موضوع «اقتصاد مقاومتی ، اقدام و عمل» را موضوع و دغدغه ی اول تمامی ارکان نظام تعیین و ابلاغ فرمودند و «مقاومت اقتصادی » را « نگاه درون زالی برون نگر» توصیف می کنند، آیا تکلیف شرعی و قانونی همه دستگاه های اجرایی و مسئولان آن نیست که اولیت و اولویت و اهمیت کارها و مساعی خود را مصروف بستر سازی برای تحقق حداکثر الزامات «اقتصاد مقاومتی کنند؟ آیا همه ظرفیت های داخلی کشور در ساخت اقتصاد هنر فعال شده که حالا نوبت فعال سازی بخش خارجی اقتصاد هنر رسیده ؟ آیا امروزه به فعلیت رساندن انبوه پتانسیل های خاموش و مغفول عرصه ی داخلی اقتصاد فرهنگ و هنر ، نیاز حیاتی کشور و اولویت اول نظام در خط کش اقتصاد مقاومتی است، یا خروج ریسک آمیز و نمایش یک طرفه آثار هنری ما در برخی از موزه های خارجی ؟ آیا وقت آن نرسیده که پس از 8 سال نامگذاری اقتصادی شعارهای سال آن هم با توصیه ی موکد به ظرفیت های داخلی حل و فصل مشکلات فرهنگی و هنری کشور را با تکیه بر «توان داخلی» و «مدیریت جهادی» و در راستای «تحقق حداکثری الزامات فرهنگی و هنری مقاومت اقتصادی» و دیگر سیاست های ابلاغی  کلی نظام جستجو کنیم؟ 


مسئولان امر می گویند این کار مسبوق به سابقه هست و تبادل آثار نیز امری طبیعی ! نظر جنابعالی چیست؟
بله این مراودات  هنری میان کشورها جریان دارد و امری طبیعی است اما فراموش نکنیم که اولا این مناسبات بین موزه ای، اساسا در شرایطی طبیعی و میان آن دسته از کشورهایی شکل می گیرد که معاندت و مغاضبتی میان آنها نباشد، در حالی که شرایط حاکم بر روابط خارجی ما با کشورهای اروپایی بویژه بواسطه ی سایه ی سنگین نفوذ ایالات متحده بر این کشورها بسیار حاد ، شکننده حساس و ناپایدار است ناگفته پیداست زمانی که «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آینده ی آمریکا صراحتا از پاره کردن سند چند جانبه برجام صحبت می کند قدر مسلم پذیرفتن تبعات چنین ریسکی خردمندانه نیست! ثانیا تبادل آثار بین موزه ای میان ما و سایر کشورها تا کنون با شمارگان محدود و با ضریب ریسکی پایین صورت گرفته نه با این شمار از آثار داخلی و خارجی که ارزش گذاری مادی آنان برای کشور بسیار سخت و ارزش گذاری معنوی آن در سطح افکار عمومی ، غیر قابل احصا و فوق تصور است. 

برخی معتقدند برجام سیاسی، دروازه های ارتباط همه جانبه با جهان را به روی کشور گشوده و باید با دنیا براساس قوانین بین المللی و اعتقاد و منافع مشترک مراوده داشت ! شما مخالف این مراودات هستید ؟
خیر ابدا اتفاقاً خود من به دلیل ارتباطات شغلی و پژوهش ها و مطالعات فرهنگی و آکادمیک و نیز تمایلات هنری، مجبورم که دائم در حال رفت و آمد میان این کشورها باشم و بخشی از وقتم را در موزه ها و گالری ها بگذرانم و لذا با این قواعد و قوانین به خوبی آشنا هستم اما مادامی که پس از گذشت یک سال از معاهده ی بین المللی برنامه ی جامع مشترک یا همان برجام، به عینه شاهد بد عهدی های متعدد و نقض چندباره ی آن از سوی طرف های غربی هستیم ، چگونه می توان به قول و فعل حاکمان فرهنگ و هنر اقلیم غرب اطمینان کرد واین آثار را آن هم به مدت یک سال از کشور دور نگهداشت و بر روی دیوار بلند بی اعتمادی ما به خصم مغرب زمین به نمایش گذاشت؟ 
مگر نه این است که اساسا فضای هنرهای  تجسمی فضای بسیار آسیب پذیری است؟ حال در این شرایط شکننده آیا همین که گفته شود فلان قانون بین المللی فلان شرکت هواپیمایی معروف یا فلان شرکت بیمه ای جهانی بازگشت سالم و بدون تاخیر آثار، عدم کپی برداری یا جابجایی و آسیب دیدگی را ضمانت می کند کافی است؟  به راستی چه ضمانت دقیق و وثیقی وجود دارد که مالکیت مسلم دولت ایران بر این آثار به واسطه شیطنت مدعیان احتمالی آن طرف آب به زیر سوال نرود و دادگاه های بعضا ناصالح این کشورها به ضرر منافع کشورمان رای ندهند؟ چه کسی تضمین صد در صدی می دهد که این آثار در این ممالک به اغراض سیاسی و بهانه های واهی توقیف نشده یا دست کم از روی آنها کپی برداری نمی شود و یا جابجا نمی شوند ؟ آیا مسئولان امر به مخاطرات و توطئه های محتمل در پس پرده این برد و آوردهای خاص در شرایطی خاص و در ترازوی غیر متوازن مبادلات هنری اندیشیده اند ؟مگر نه این که ریاست وقت موزه ی هنرهای معاصر تهران در سال  85 با خروج یک تابلوی نقاشی نفیس اثر «جکسن بالاک» آن هم برای یک دوره نمایش سه ماهه در موزه «بازل سوئیس» مخالفت کرد وحتی ضمانت نامه ی کتبی سفیر سوئیس در تهران که سندی دولتی و رسمی به نیابت از طرف رئیس جمهور آن کشور  به شمار می آمد و هم بازگشت اصل اثر و همه بیمه آن را ضمانت می کرد نپذیرفت و به صراحت پاسخ داد که هیچ تضمینی وجود ندارد تابلو به ایران بازگردانده شود ؟ و دست آخر ارسال آن را منوط به امضای چهار وزیر کابینه این کشور ذیل آن ضمانت نامه کرد که عملا سنگ بزرگی به نشانه ی نزدن بود بنابراین مادامی که برجام سیاسی با گذشت بیش از یک سال هنوز به نتیجه دلخواه نرسیده و بارها یکطرفه ازسوی غربی ها نقض شده عملا نمی توانیم  امیدی به شکل گیری برجام هنری داشته باشیم چرا که برجام هنری ، هیچ گاه یک سویه محقق نمی شود!


براساس  قوانین بین المللی ، امکان ثبت و ضبط آثار فرهنگی و هنری نمایشگاهی در کشورهای خارجی وجود ندارد با وجود این قوانین آیا باز جای نگرانی وجود دارد؟
بله هرچند بر اساس کنوانسیون سازمان ملل متحد هیچ دولتی نمی تواند آثار فرهنگی و هنری و نمایشگاهی را توقیف کند و خوشبختانه ایران نیز در سال  87 عضو این کنوانسیون شد و بازگشت تعدادی از آثار خریداری شده ی موزه ی هنرهای معاصر در قبل از انقلاب نیز با استفاده از همین قانون میسر شد اما من هم نمی گویم صد درصد احتمال توقیف این آثار وجود دارد، ولی هنگامی که می بینیم بیشترین حق کشی ها ، تظلم ها و زیر پا نهادن های قوانین بین المللی در طول تاریخ یکصد ساله ی اخیر جهان، توسط نظام سلطه و نسبت به ملت بزرگوار ، صبور و حق طلب ایران اسلامی روا داشته شده قدر مسلم باید «تدبیر» کنیم تا «تقدیر به سراغمان نیاید. 

مسئولان وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی این تور نمایشگاهی را مسبوق به سابقه ای 35 ساله می دانند و اظهار داشتند ما به دنبال کسب مجوز از هیات دولت و کمیسیون فرهنگی مجلس هستیم در این باره نظر جنابعالی چیست؟
بله سابقه و پیشینه خروج آثار هنری از کشور به یکی دو سال پس از پیروزی انقلاب بر می گردد اما تعداد این آثار به قدری ناچیز بوده که نه ضرورت طرح رسانه ای داشته ونه به دلیل کتمان کاری های کنونی حساسیت مفاخر و بزرگان فرهنگ و هنر کشور انجمن های هنری، گالری داران هنرمندان و نویسندگان و ....را برانگیخته است اما این نوبت که دو سه اثر نیست بلکه  30 اثر داخلی و 30 اثر خارجی است که گویا 14 قلم آن در زمره ی آثار صاحب نام و نفیس خارجی به شمار می رود و آثاری از پیکاسو هم در میان آنهاست و هنوز که هنوزه  اطلاعات شفافی از این آثار منتشر نشده است مضافا این که در هیچ دوره ای ندیدیم متولیان امر از این مراودات هنری به عنوان یک «پروژه عظیم » یاد کنند که بایستی به یک «جریان ملی »مبدل شود! پروژه ای که باید سر و صدا هم راه بیندازد تا همه دنیا بدانند که ما این همه آثار فاخر خارجی در گنجینه موزه هایمان داریم به قول شاعر کعبه سنگ نشانیست که ره گم نشود، حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست؟  گویا متولیان امور فراموش کرده اند که ساحت هنر ساحتی بسیار مقدس، ارزشمند و ظریف و محترم است و نباید اجازه دهند گنجینه ی عظیم ذخائر ملی ، دستاویز طرح این گونه مباحث شود. 
بنابراین امیدوارم کمیسیون فرهنگی مجلس که در واقع عصاره ی فرهنگی ملت و حافظ و نگهبان ذخائر و مواریث فرهنگی هنری و تاریخی این سرزمین کهن است مانع تحمیل خسارت های احتمالی و جبران ناپذیر به این گنجینه بی نظیر شده و امیدوارم هیات وزیران چنین اقدامی را هرگز تصویب نکند. 

شاید یکی از مهمترین انگیزه های متولیان امر جذب بودجه ی مرمت آثار تعمیر و نگهداری ابنیه ی موزه ها ساخت اماکن جدید و .... باشد آیا شما راهکار جایگزین و بهتری برای خودکفایی موزه ها سراغ دارید ؟
بله، شاید چنین باشد ،چون همه ما غالبا دست به کاری نمی زنیم مگر به قصد «جلب منفعت» یا «دفع ضرر» و قطعا انگیزه های مادی می تواند در این مباحث موثر باشد اما سوال مهم آن است که کسب در آمد و هزینه  فایده به چه قیمتی ؟ با چه مخاطراتی و ضریب ریسکی؟ و در چه موقعیت زمانی و شرایط مقتضیاتی؟ آیا معایب و محاسن این کار به خوبی بررسی و کارشناسی شده ؟ آیا بهتر نبود قبل از این تور نمایشگاهی بزرگ، کاری مشابه اما در مقیاسی بسیار کوچک تر و با ریسکی بسیار کم تر و با اطلاع رسانی های شفافتر و دقیقتر صورت می گرفت ؟
افزون بر آن این که وقتی « هرمان پارتینگر» رئیس بنیاد میراث فرهنگی پروس در مصاحبه اخیر خود با دویچه وله فارسی این گنجینه را باارزش ترین مجموعه هنر قرن بیستم خارج از مرزهای اروپا و آمریکای شمالی می خواند و ارزش مالی این گنیجینه ی هنری را با خساست بسیار 20 میلیارد یورو ارزیابی می کند آیا این رقم در برابر عوائد چهار میلیون یورویی احتمالی موزه هنرهای معاصر به اضافه عوائد معنوی ارتقای جایگاه این موزه در سطح رقابت های بین المللی بین موزه ای ناچیز نیست؟ اگر هزینه های جانبی روحی و روانی و عمق نگرانی های یک ساله ی یک ملت را به آن بیفزاییم آیا این تور نمایشگاهی بیشتر از آن که «جذب منفعت برای طرف خارجی باشد جلب ضرر برای ما نیست ؟!


 پیشنهاد مشخص شما چیست ؟ چه راهکار عملیاتی برای بلوغ و نبوغ داخلی و خارجی هنرهای تجسمی کشور و نیز درآمد زایی و خود کفایی موزه ها ارائه می دهید؟
پیشنهاد مشخص من این است حال که  35 سال در این جاده یکطرفه قدم گذشته و سود مادی معتنابه و آورده ی معنوی چندانی برای کشور به ارمغان نیاورده ایم پس به «قواعد مدیریت تغییر»  تن در دهیم و چشم ها را بشوییم و جوری دیگر به سه مولفه ی کانونی در مدیریت منابع یعنی «نگرش»، «راهبرد»، و "راهکار" بنگریم و دیگر اصراری برای تداوم این مسیر نداشته باشیم ابتدا در گام اول تصحیح کنیم نوع نگاه خود را به همه چیز و این ممکن نمی شود مگر با تغییر «نگرش انحصار گرایانه » به «نگرش سیستمی» اجازه بدهید مثالی بزنم تا این مساله  خوب روشن شود عملکرد موتور یک خودرو برگرفته از نگرش سیستمی در جهان آفرینش است چه بسا اجزایی متضاد با هم از نظر روش کار در یک سیستم وجود داشته باشند  مانند شمع و کاربراتور که وظیفه ی یکی تولید حرارت و دیگری تولید برودت است – اما وجود هر دو در یک سیستم برای انجام یک هدف متحد که همانا حرکت خودرو رو به جلوست ضروری است. در گام دوم تدبیر کنیم سیاست گذاری هایمان را به مدد اکسیر نجات بخش « راهبردهای دانش بنیان ، اثر گذار و آینده پژوه» در نهایت در گام سوم تغییر دهیم راهکار های نخ نما و سنتی معمول را به مدد بهره مندی از  «راهکارهای فراگیر ، کرامت بخش و فناورانه » 
بنابراین از رهگذر بازنگری در نگرش ها ، راهبردها و راهکارهاست که از خود خواهیم پرسید آیا نمی توانیم مانند برخی از  کشورهای همسایه سالانه هزاران و بلکه میلیون ها گردشگر هموطن و توریست هنری خارجی علاقه مند به تماشای گنجینه ای عظیم و تمام نشدنی از آثار  هنری فاخر ایران را در قالب تورهای نمایشگاهی خلاقانه به موزه ها و نمایشگاه ها بکشانیم؟ مگر نه این که با رونق «صنعت گردشگری » به عنوان صنعت مادر مولد ثروت و کارآفرین هم کمک شایان توجهی به اقتصاد ملی و ارزآوری رفع بیکاری و اشتغال و ازدواج جوانان نموده ایم و هم روز به روز بر کرامت و شرافت هنر ایرانی و ذخائر ملی که در آثار گنجینه ها و دفینه ها متبلور است افزوده ایم براستی برای چه همیشه باید آثار ما به این کشورها برود و چرا آنها رغبتی برای نمایش آثارشان در داخل کشور ما ندارند؟ آیا همیشه مقصر ماییم و کمبود منابع و تجهیزات فنی و بیمه  و ترانسفر و ... چرا نباید این جاده دو طرفه شود؟

پس شما بیشتر از ضرورت فعال سازی دیپلماسی موزه ای به فعالسازی ظرفیت های داخلی اقتصاد هنر معتقدید!
کاملا به نظر من ، اولیت  و اولیت و اهمیت در فعلیت بخشی به ظرفیت های خاموش و مغفول درونی است! یعنی دقیقا همان کاری که رهبران بزرگ تاریخ معاصر همانند  ماهاتما گاندی، نلسون ماندلا، فیدل کاسترو و ماهاتیر محمد و بزرگ معمار مردمی ترین انقلاب تاریخ معاصر جهان حضرت امام خمینی (ره) کردند و رهبری معظم در پی تحقق آنند هنگامی که نمی توانیم به دلایل متعدد از جمله عدم آمادگی برای پذیرش مسئولیت اعطای ضمانت نامه های دولتی ، کثرت هزینه های بیمه ای و ترانسفر  اشیا فقدان یا کمبود استانداردهای لازم برای تست سلامت و اصالت آثار  و ... کمترین آثار خارجی را برای نمایش به داخل کشور بیاوریم و چه بسا اقبالی هم از سوی طرف خارجی نباشد، پس نباید برای خارج کردن بیشترین اندوخته های هنری  کشور  که در حقیقت میراث تمدنی ماندگار و تبلور تاریخ کهن این سرزمین پهناور است اصرار بورزیم! بنابراین خردورزانه اقدام آن است که بیاییم و همین آثار فاخر را به روش های خلاقانه ، منعطف! و هوشمندانه اثر گذاری فراگیر در داخل کشور و در فضاهای حقیقی و مجازی شامل موزه ها و گالری ها و نمایشگاه های تخصصی و سایتها و پلاتفرم موبایل و تبلت و ... به نمایش بگذاریم کاری که دیگر کشورها  کرده و اصلا تعداد آثار هنری نمایشی برایشان مهم نیست، بلکه آنچه مهم است ارزش هنری آن اثر است و بس !

مگر می شود تعداد آثار نمایشی برای یک موزه مهم نباشد؟ اساسا چنین موزه ای مورد اقبال مردم و گردشگران خارجی قرار می گیرد؟
بله دقیقا بنده موزه ی قدیمی کوچکی را در نیویورک سراغ دارم که در واقع  یک خانه ی ویلایی موروثی است و فقط دو اثر از  پیکاسو این نقاش چیره دست اسپانیایی و یکی از برترین و تاثیر گذارترین هنرمندان قرن 20 میلادی در آن وجود دارد این در حالی است که هم خود مردم آمریکا و هم خیل عظیم گردشگران خارجی برای تماشای همین دو تابلوی تاریخی از مدت ها قبل بلیت می خرند و صف می کشند تا بتوانند برای لحظاتی این دو اثر هنری فاخر را مشاهده کنند خوب وقتی آنها می توانند از دو تابلوی پیکاسو این همه ارزش آفرینی مادی و معنوی کنند ما که به فضل الهی در داخل کشور صدها و هزاران اثر را در گوشه و کنار کشور بویژه در موزه ها و گالری های پایتخت در اختیار داریم و قطعا با استفاده از روش های خلاقانه حتی در بستر فناوری های نوین ارتباطی می توانیم گام بلندی در راستای توسعه ی صنعت موزه و جذب گردشگر فرهنگی و هنری برداریم. 


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: