تیتر20 - صنعت خودروی ایران در سالهای اخیر، بیش از آنکه مسیری برای عبور باشد، شبیه به میدان نبردی برای بقا بوده است. استعفای پیرمحمدی و انتصاب حسن قرهئی به عنوان مدیرعامل جدید ایرانخودرو در شرایطی رخ میدهد که این غول جاده مخصوص، در میانه یکی از حساسترین دورانهای تاریخی خود ایستاده است.
پیرمحمدی که نقش مهمی در آغاز فرآیند گذار از مدیریت تمامدولتی به سوی خصوصیسازی ایفا کرد، بستری را فراهم کرد که اکنون نیازمند یک معماری نوین و استراتژیک است. حسن قرهئی، با سابقهای روشن در حوزههای استراتژی و توسعه، اکنون نه تنها یک مدیر اجرایی، بلکه باید در قامت یک اصلاحگر ساختاری ظاهر شود.
میراث گذار و چالش تداوم
پیرمحمدی توانست ایرانخودرو را از لبه پرتگاه توقف تولید در دوران تغییرات مدیریتی کلان عبور دهد و گامهای نخست خصوصیسازی را بردارد. اما خصوصیسازی در ایرانخودرو، فراتر از تغییر مالکیت روی کاغذ است؛ این یک جراحی عمیق در فرهنگ سازمانی و زنجیره تأمین است. اولویت نخست قرهئی، تثبیت این دستاوردها و جلوگیری از بازگشت به الگوهای ناکارآمد دولتی است. او باید نشان دهد که نگاه استراتژیکش میتواند «بهرهوری» را جایگزین «دستور» کند.
اولویتهای محوری فراتر از خط تولید
مدیرعامل جدید با سبدی از بحرانها از جمله زیان انباشته، قیمتگذاری دستوری و تکنولوژیهای قدیمی روبروست. محورهای زیر باید در صدر برنامههای او قرار گیرند:
اصلاح ساختار مالی و خروج از زیان : ایرانخودرو سالهاست با زیان انباشته سنگین دست و پنجه نرم میکند. قرهئی باید با استفاده از نگاه توسعهمحور خود، مدلهای تأمین مالی نوین و خارج از سیستم بانکی سنتی را فعال کند. اصلاح هزینههای سربار و مدیریت دقیق بهای تمامشده، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی است.
توسعه محصول و گذار به تکنولوژیهای نو: جهان به سمت خودروهای برقی و متصل حرکت کرده است. ایرانخودرو نمیتواند با تکیه بر پلتفرمهای قدیمی به رقابت ادامه دهد. اولویت قرهئی باید سرمایهگذاری جسورانه روی پلتفرمهای برقی و هیبریدی باشد تا فاصله تکنولوژیک با رقبای منطقهای و جهانی کاهش یابد. البته در شرایط فعلی این اقدام چندان امکان اجرایی شدن نخواهد داشت . ولی با این حال نباید از آن غافل شد.
طراحی مسیر جدید یا ادامه راه گذشته؟
با این انتصاب این پرسش نیز مطرح می شود که حسن قره ئی آیا باید مسیر فعلی را ادامه داد یا مسیری جدید طراحی کند ؟ واقعیت این است که ادامه مسیر گذشته با سرعت فعلی، تنها به انباشت بیشتر بدهی و عقبماندگی تکنولوژیک منجر میشود. ایرانخودرو نیاز به یک چرخش استراتژیک دارد، نه لزوماً یک انقلاب ویرانگر.
این مسیر جدید باید بر پایه توسعه صادراتمحور و شراکتهای بینالمللی هوشمندانه بنا شود. قرهئی با نگاه استراتژیک خود میداند نفوذ به بازارهای منطقهای با محصولات رقابتی، تنها راه نجات از بنبست قیمتگذاری داخلی است. اما ابتدا باید از شرایط مبهم امروز عبور کند.
مدیریت زنجیره تأمین و نوسازی قطعهسازی
بسیاری از چالشهای ایرانخودرو نه در داخل کارخانه، بلکه در شبکهی پیچیدهی قطعهسازان نهفته است. قرهئی باید با نگاهی توسعهگرا، زنجیره تأمین را از حالت سنتی به حالت دانشبنیان ارتقا دهد. حمایت از قطعهسازان کوچک اما تکنولوژیمحور و حذف واسطههای غیرضروری، میتواند جان تازهای به بدنه تولید بدمد.
دیپلماسی صنعتی در دوران جدید
با توجه به تحولات سیاسی و اجتماعی اخیر مدیرعامل جدید باید بتواند تعاملی سازنده با نهادهای تصمیمگیر داشته باشد. او باید به عنوان وکیل مدافع صنعت خودرو، حاکمیت را متقاعد کند که دخالت در جزئیات اجرایی، مانع اصلی رشد است. هنر قرهئی در این است که بتواند استقلال مدیریتی را در عین پاسخگویی ملی حفظ کند.
حسن قرهئی در شرایطی سکان بزرگترین خودروساز خاورمیانه را به دست گرفته که فرصت خطا بسیار اندک است.
اگر او بتواند میان فشارهای سیاسی و ضرورتهای صنعتی توازن برقرار کند، دوران او میتواند به عنوان نقطه عطف در جاده مخصوص ثبت شود. در غیر این صورت، جاده پیش رو، هموار نخواهد بود.
البته در این میان مدیرعامل جدید یک گام دیگر نیز باید بردارد و آن بهبود فعالیت های روابط عمومی این شرکت است . به نظر می رسد در دوره اخیر ارتباط و اطلاع رسانی به صورت گزینشی صورت گرفته است . ترمیم این رابطه می تواند مردم را بیش از پیش با دستاوردهای جدید این خودروساز آشنا کند.
ارسال نظرات
موضوعات روز