تیتر20 - در چشمانداز حال حاضر صنعت بیمه ایران، چالشهای پیشرو بهگونهای عمل میکنند که نیازمند تعمیق تحلیلهای کیفی و شناخت عمیقتر رویههای مدیریتی و ساختاری هستند.
نقش «موسی رضایی میرقائد»، سرپرست بیمه مرکزی که با سابقهای درخشان در صنعت بیمه کشور که به تازگی با تجربه مدیرعاملی بیمه البرز وارد این مسئولیت شده است، با وجود سوابق و تجربیات ارزشمند، نمیتواند به تنهایی راهگشا باشد؛ چراکه فضا و ساختارهای حاکمیتی، مالی، فنی و فرهنگی به شکلی متقاطع و ناهمساز، مانع از دستیابی به توسعه پایدار میشود.
در این میان، مشکلاتی چون تعارض نقشهای تنظیمگری و سیاستگذاری، ضعف در نظارتهای ریسکمحور، و ناکافی بودن منابع مالی بلندمدت، در کنار راهکارهای فناوری و فرهنگی، بایستی در قالب یک نگاه منسجم تحلیل شوند تا راه بر حل آنها هموار گردد.
آثار تشدید تعارضهای نقش
در حوزه حاکمیت و تنظیمگری، استمرار و تشدید تعارضهای نقش میان نقشهای ناظر و توسعهدهنده، یکی از چالشهای پیچیده و بنیادی است.
بیمه مرکزی بهطور همزمان باید بر مقررات نظارتی سختگیرانه و توسعه بازار تمرکز داشته باشد، اما این دو، اغلب در مسیر یکدیگر قرار نمیگیرند.
عدم بهروزرسانی مقررات با تحولات فناوری، نوآوریهای محصولات و فناوریهای نوین مانند اینشورتک و بیمههای سایبری، درعمل پارادوکس توسعه و نظارت را تشدید میکند.
ضعف در اجرای نظامهای نظارت ریسکمحور، نشان میدهد چرخه کنترلها بیشتر بر جنبههای شکلی استوار است و از عمق و اثرگذاری لازم برخوردار نیست که این وضعیت، اطمینان فعالان بازار و جامعه را نسبت به سلامت بازار بیمه کاهش میدهد.
چالش تامین مالی بلندمدت
فقدان همسویی در حوزه منابع و امکانات، یکی دیگر از ریشههای عمیق نارساییهای ساختاری است. صنعت بیمه کشور توانایی تامین مالی بلندمدت برای پوشش ریسکهای بزرگ، از جمله بیمههای عمر و پسانداز، را ندارد.
همین موضوع بر نقش صنعت بهعنوان یک ابزار واسط در بازار مالی کشور لطمه زده است. نبود منابع مالی بلندمدت، فشارهای مضاعف بر بازار داخلی ایجاد میکند که تبعات آن، کاهش قدرت رقابتی شرکتها، افزایش ضریب خسارت، و ناتوانی در توسعه رشتههای جدید است.
این وضعیت بر میزان کارایی و انعطافپذیری صنعت، در کنار هزینههای بالای نگهداری پورتفوی، اثری منفی گذاشته بهطوریکه هدایت منابع به سمت سرمایهگذاریهای نوآورانه و توسعه استراتژیک، بهطور کامل محقق نمیشود.
رویگردانی صنعت از محصولات نوین
در سمت دیگر، ضعف در تنوعبخشی به محصولات و تغییر پرتفوی، نشانهای از ساختار منجمد و تمایل به تمرکز بر فعالیتهای سنتی است.
اتکای بیش از حد بر رشتههایی نظیر بیمه شخصثالث و درمان، که با ضریب خسارت بالا و سودآوری محدود روبهرو هستند، نشان میدهد که صنعت از نگاه استراتژیک به فرصتهای نو و پوشش ریسکهای نوسانی رویگردان است.
این رویه، موجب شده است که تمرکز بر مدیریت نقدینگی، به جای مدیریت بهینه ریسک و توسعه فرصتهای پیشرفته، بر رشد صنعت سایه بیفکند.
این وضعیت، افزون بر کاهش ظرفیت رقابت، اقتصاد صنعت بیمه را در مسیر کاهش بهرهوری و نوآوری قرار داده است.
در ارتباط با کاهش ضریب نفوذ بیمه، تحلیل نشان میدهد این فاصله عمیقتر از هر زمان، بر ساختار فرهنگی و ذهنی جامعه تاثیرگذار است.
سطح پایین آگاهی عمومی، روند کند مطالبه حق و اجرای قانون، و نبود فرهنگ مسئولیتپذیری، در کنار محدودیتهای قانونی، صنعت بیمه را از رشد سریع و تسهیلگرانه بازمیدارد.
به نظر میرسد، کاهش ضریب نفوذ، نتیجهای است از ساختاری است که هنوز نتوانسته است ارزش و اهمیت بیمه را در زندگی روزمره و جامعه نهادینه کند، و عرضه خدمات بیمهای باید در قالب استراتژیهای بلندمدت و تکنولوژیک، در پی تغییر این روند باشد.
تحول دیجیتال و سرمایه انسانی در اغمای ساختاری
در حوزه فناوری و دادهکاوی، نبود زیرساختهای کارآمد، مانع اصلی «تحول دیجیتال» است. سامانههای نظارتی، سیستمهای مدیریت داده، و فرآیندهای گزارشگیری، هنوز از استانداردهای جهانی فاصله دارند و ناپیوستگیهای موجود، کارایی نظارت و کنترل را کاهش میدهد.
افزون بر این، کنترل تقلب و حفاظت از دادهها، نیازمند فناوریهای پیشرفتهتری است تا بیمه مرکزی بتواند بهدرستی رصد روندهای پرخطر و رضایت بیمهگذاران را تضمین کند.
در این نتیجه باید افزود، توسعه فناوریهای نوین، نقش اصلی در افزایش شفافیت، کارایی و اعتمادپذیری صنعت بیمه را عهدهدار است و بهرهبرداری بهینه از آن، مستلزم سیاستگذاریهای جامع و اجرای متمرکز است.
در پایان، سهم فرهنگ و نیروی انسانی، نقشی به اندازه فناوری و مقررات دارد. کاستی در آموزش و بهروزرسانی نیروی انسانی، بهرهمندی هر چه کاملتر از فرصتهای نوین را دشوار میسازد.
نخبگان و نیروهای کارآمد، نیازمند حمایت و فرصت رشد هستند تا بتوانند راهبردهای نوین در مدیریت ریسک، تحلیل داده و توسعه محصولات را عملی کنند.
نبود این سرمایه انسانی، سبب میشود صنعت بیمه در مسیر توسعه، همچنان در حال شتابزدگی، ناتوانی در بهرهبرداری از فرصتهای فناوری و مقاومت در مقابل تغییر باقی بماند، حال آنکه راهکارهای اساسی، در اصلاح ساختارهای نهادی، سیاستگذاری و فرهنگ سازمانی نهفته است.
آزمون مدیریت در پیچ تاریخی صنعت بیمه
مجموعه چالشهای ساختاری، مالی، فناورانه و فرهنگی نشان میدهد که صنعت بیمه ایران در نقطهای حساس از مسیر تحول قرار گرفته است.
در این شرایط، تصمیمهای مدیریتی میتوانند مسیر رکود یا نوسازی را تعیین کنند. اگر تعارض نقشهای تنظیمگری برطرف نشود، منابع مالی بلندمدت تقویت نگردد و تحول دیجیتال بهصورت نظاممند پیش نرود، شکاف میان ظرفیتهای بالقوه صنعت و عملکرد واقعی آن عمیقتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، مدیریت بیمه مرکزی بیش از هر زمان دیگر نیازمند رویکردی یکپارچه و آیندهنگر است؛ رویکردی که همزمان اصلاح مقررات، توسعه نوآوری، تقویت زیرساختهای فناورانه و ارتقای سرمایه انسانی را دنبال کند.
تنها در این صورت است که صنعت بیمه میتواند از وضعیت واکنشی فاصله بگیرد و به نهادی پیشرو در مدیریت ریسک و پشتیبانی از اقتصاد ملی تبدیل شود.
ارسال نظرات
موضوعات روز