تیتر20 - برنامههای ۱۴۰۵ بانک توسعه تعاون را نمیتوان جدا از تجربه پرتنش ۱۴۰۴ فهم کرد. سال گذشته فشار همزمان هزینههای بالای تجهیز منابع و رشد غیرمتعارف مطالبات غیرجاری، صورتهای مالی بانکها را در معرض فرسایش قرار داد اما همان فشارها به دگرگونی در بانک «توسعه تعاون» انجامید.
اکنون بانک از فاز کنترل زیان به آستانه سوددهی عملیاتی رسیده است. این تغییر جهت، تنها یک جابهجایی ساده نیست؛ نشانه عبور از وضعیت تدافعی به طراحی یک نقشه تحول «دو تا سه»ساله است؛ نقشهای که قرار است ارزش پایدار خلق کند.
سال گذشته دو نیروی متضاد در ترازنامه بانک همزمان فعال بودند: از یکسو بهای بالای تجهیز منابع که حاشیه سود را فشرده میکرد و از سوی دیگر افزایش غیرمتعارف مطالبات غیرجاری که کیفیت داراییها را تضعیف میساخت.
برآیند این دو روند، فشار مضاعف بر «سرمایه نظارتی» و «توان تسهیلاتدهی» بود. اینکه زیان مهار شد و بانک به مسیر سوددهی بازگشت، به معنای کاهش نرخ رشد زیان به محدوده صفر و تغییر علامت نتیجه عملیاتی است؛ یعنی چرخش حداقل صددرصدی نسبت به روند پیشین که خود بیانگر بازتنظیم جدی در سمت درآمد و هزینه است.
اگرچه عددی دقیق از صورتهای مالی بانک توسعه تعاون منتشر نشده، اما از دل توصیفِ «کنترل روند زیان» میتوان فهمید که سرعت انباشت زیان متوقف شده و شیب منفی عملکرد به خط افقی رسیده است.
در منطق بانکی، توقف رشد زیان به منزله احیای ظرفیت اهرمی برای خلق درآمد است؛ زیرا هر واحد کاهش در هزینه تجهیز منابع، «ضریب فزاینده»ای بر سود خالص دارد و هر واحد بهبود در وصول مطالبات، «ریسک موزون دارایی»ها را کاهش میدهد و امکان توسعه پرتفوی را فراهم میکند.
تحول بهعنوان پروژهای ساختاری نه شعاری
در همین راستا، دستور تحول ۱۴۰۵ بانک توسعه تعاون، بر خلاف بسیاری از برنامههای سالانه، افق دو تا سهساله دارد و همین بازه زمانی نشان میدهد که موضوع، «اصلاحات سطحی» نیست و پای بازطراحی ساختارها و فرآیندها در میان است.
اگر دوره سهساله را مبنا بگیریم، هر سال باید دستکم حدود ۳۳ درصد از مسیر تحول طی شود تا هدف نهایی محقق گردد؛ این یعنی برنامه امسال سهمی تعیینکننده در موفقیت کل پروژه دارد و نمیتواند به اقدامات نمادین محدود بماند.
تاکید بر تعیین شاخصهای کمی در کنار راهبردهای اجرایی، نشاندهنده حرکت از هدفگذاری کلی به سمت معماریِ «سنجهمحور» است.
ترکیب این دو، امکان پایش مستمر و اصلاح انحرافات را فراهم میکند و سطح پاسخگویی درونسازمانی را افزایش میدهد.
در چنین چارچوبی، هر درصد بهبود در نسبت مطالبات غیرجاری یا هر کاهش درهزینه تجهیز منابع، به شکل مستقیم در «داشبوردِ مدیریتی» دیده میشود و به تصمیم بعدی جهت میدهد.
در این میان، توجه ویژه بانک توسعه تعاون به ماموریتهای توسعهای در حوزه تعاون، اشتغال و تولید نیز تنها یک تاکید ارزشی نیست.
این تمرکز میتواند ترکیب پرتفوی تسهیلات را به سمت بخشهایی با اثر «ضربهگیر اجتماعی» سوق دهد. اگر سهم تسهیلات بخش تعاون حتی ۱۰ درصد افزایش یابد، با توجه به ماهیت شبکهای این بخش، اثر آن بر اشتغال میتواند چند برابر رشد عددی تسهیلات باشد و در عین حال ریسک «نکول» را از طریق پیوندهای درونگروهی کاهش دهد.
سبد محصولات و منطق درآمدی در ۱۴۰۵
در امتداد این جهتگیری توسعهای، یکی از کانونهای اصلی برنامه ۱۴۰۵، بازآرایی سبد محصولات بانکی است؛ هدف آن کاهش اتکای بانک به درآمدهای پرریسک و تقویت جریانهای درآمدی پایدارتر است.
در ساختار کنونی، هرچه سهم محصولات کارمزدمحور و خدماتی افزایش یابد، نوسانپذیری سود کاهش پیدا میکند و وابستگی بانک به هزینههای بالای تجهیز منابع کمتر میشود.
اگر حتی بخشی محدود از درآمد عملیاتی بانک از مسیر «خدمات غیرمشاع» تقویت شود، اثر آن بر سود خالص بیش از نسبت اسمی آن خواهد بود.
این موضوع بهویژه برای بانکی با ماموریت توسعهای اهمیت دارد، زیرا امکان تداوم حمایت از بخش تعاون و تولید را بدون فشار مضاعف بر ترازنامه فراهم میکند.
در مقام اجرا، این رویکرد نیازمند طراحی محصولاتی است که هم با نیاز بنگاههای تعاونی همخوان باشد و هم چرخه درآمدی بانک را کوتاهتر و قابل پیشبینیتر کند.
بازتعریف بازاریابی و توسعه مشتریان در چارچوب تحول
در همین حال، تمرکز بر بازاریابی و توسعه مشتریان در برنامه ۱۴۰۵، نشانه عبور از نگاه سنتی جذب منابع به سمت مدیریت فعال رابطه با مشتری است.
در این چارچوب، مشتری نه فقط سپردهگذار یا تسهیلاتگیرنده، بلکه بخشی از اکوسیستم ارزش بانک تلقی میشود. چنین تغییری، پیامد مستقیم بر ساختار هزینه و درآمد دارد و میتواند نسبت هزینه به درآمد را بهتدریج بهبود دهد.
از منظر سنجشی، هر درصد افزایش در ماندگاری مشتریان فعال، به کاهش هزینه جذب و افزایش بهرهوری شبکه شعب منجر میشود.
این اثر در بانکی مانند توسعه تعاون با گستره جغرافیایی متنوع، اهمیت مضاعف دارد؛ توسعه مشتری بهجای گسترش فیزیکی، بازده سرمایه را افزایش میدهد.
در عمل، پیوند میان بازاریابی، طراحی محصول و فرآیندهای پشتیبان، همان حلقهای است که میتواند اهداف کمی برنامه ۱۴۰۵ را به نتایج قابل لمس تبدیل کند.
۱۴۰۵ بهعنوان سال تثبیت مسیر تحول
برآیند این محورها نشان میدهد سال ۱۴۰۵ برای بانک توسعه تعاون، سال «تثبیت» است نه آزمون.
مهار زیان، پیششرط ورود به این مرحله بوده و اکنون تمرکز بر محصولات، مشتریان، فرآیندها و ماموریتهای توسعهای، نقشه حرکت را مشخص میکند.
اگر هر یک از این اجزا بهدرستی در جای خود بنشیند، سوددهی عملیاتی میتواند از یک تعادل شکننده به روندی پایدار تبدیل شود. در نهایت، موفقیت برنامه ۱۴۰۵ نه در تحقق یک عدد خاص، در تغییر رفتار سازمانی و منطق تصمیمگیری نهفته است.
ارسال نظرات
موضوعات روز