تیتر20 - ایرانخودرو که روزگاری نه چندان دور، الگوی ارتباطات سازمانی و مدیریت بحران در فضای صنعتی کشور بود، اکنون به چنان پیلهای از انزوا و رفتارهای سلیقهای فرو رفته که گویی واژهای به نام "افکار عمومی" در لغتنامه مدیران فعلی آن تعریف نشده است. اما چرا این شرکت که امید می رفت با خصوصی سازی ارتباط بهتری با رسانه ها پیدا کند ، از شفافیت به دیوار کشی رسید.
از بحران پژو ۴۰۵ تا سکوت مرگبار
برای درک عمق فاجعه امروز، باید به گذشته بازگشت. سالهایی را به یاد بیاوریم که ایرانخودرو در اوج بحرانهای فنی، از جمله ماجرای تلخ آتشسوزیهای پژو ۴۰۵، به جای پناه گرفتن در پشت بیانیههای دوپهلو و تکذیبهای مکرر، سیاستی متهورانه پیش گرفت.
در آن دوران، مدیران ارتباطات شرکت درهای کارخانه را به روی رسانهها باز کردند، پاسخگوی تندترین نقدها بودند و تعامل را تنها راه بقای برند میدیدند. آن زمان، ایرانخودرو سرآمد بود؛ نه فقط در تولید، بلکه در احترامی که برای شعور مخاطب قائل میشد. اما امروز از آن میراث درخشان چه باقی مانده است؟ تقریباً هیچ. آنچه امروز شاهدیم، بر ویرانههای آن ساختار پاسخگو بنا شده است؛ ساختاری که در آن رسانه نه یک پل، بلکه یک مزاحم تلقی میشود.
خصوصیسازی جریان اطلاعرسانی ؟
فرآیند خصوصیسازی در ایرانخودرو قرار بود چابکی و بهرهوری را به ارمغان بیاورد، اما به نظر میرسد تنها چیزی که در این میان خصوصی شد، جریان اطلاعرسانی بود. پس از واگذاریها، به جای آنکه پاسخگویی به افکار عمومی به اولویتی دوچندان تبدیل شود، نوعی محرمانگی کاذب بر فضای ارتباطات شرکت حاکم شد. کیفیت محصولات در مقاطعی رشد نسبی داشت، اما این بهبودِ صنعتی با یک عقبگرد فاحش در ارتباطی همراه بود.
گویی مدیران جدید تصور کردهاند که با خصوصی شدن، دیگر نیازی به پاسخگویی به مردم را ندارند. این تغییر رویکرد، بوی نوعی خودبرتربینی سازمانی میدهد که در آن، مشتری تنها یک عدد در ترازنامه مالی است، نه انسانی که حق دارد بداند در پس دیوارهای آبی جاده مخصوص چه میگذرد.
سلیقهگرایی؛ آفت تعاملات رسانهای
یکی از تندترین نقدهای وارده به تیم ارتباطی فعلی ایرانخودرو، عدول از استانداردهای حرفهای و روی آوردن به روابط سلیقهای است. امروز، ارتباط با رسانهها نه بر اساس استراتژیهای کلان برندینگ، بلکه بر پایه خوشآمد یا بدآمد شخصی مدیران و مشاوران شکل میگیرد.
اطلاعرسانی محدود به رسانههای همسو شده و منتقدان دلسوز با دیواری از سکوت و بیاعتنایی مواجه میشوند. این رفتار حذفی، نشاندهنده ترسی نهادینه شده از نقد است. شرکتی که ادعای پیشرانی در صنعت را دارد، نباید از چند پرسش چالشی به لرزه بیفتد و مسیر تعامل را مسدود کند. این برخورد چکشی و گزینشی با اهالی رسانه، عملاً ایرانخودرو را به جزیرهای دورافتاده تبدیل کرده که تنها پژواک صدای خود را میشنود.
در حاشیه این افت محسوس، سایه سنگین مشاورانی دیده میشود که خود را پیردیر و عقل کل رسانههای خودرویی میدانند. افرادی که با تکیه بر فرمولهای منسوخ سعی در مدیریت افکار عمومی در عصر رسانه های آنلاین و شبکههای اجتماعی دارند.
مشخص نیست که آیا مشکل از مدیران ارشدی است که الفبای ارتباطات نوین را نمیدانند، یا از مشاورانی که با آدرسهای غلط، شرکت را به سمت خودزنی رسانهای سوق میدهند.
ضعف بینش در اطلاعرسانی
امروز ایرانخودرو در جایگاهی قرار دارد که گویی هیچ نیازی به اقناع افکار عمومی نمیبیند. اطلاعرسانیهای این شرکت، بیروح، تکراری و فاقد ارزش خبری واقعی هستند. در حالی که بحرانهای کیفی و نوسانات بازار، تقاضای مردم برای شفافیت را به اوج رسانده، تیم ارتباطی این شرکت در خوابی عمیق فرو رفته است. این بیتفاوتی نسبت به نقش رسانه به عنوان پل ارتباطی با مردم، نه تنها یک اشتباه استراتژیک، بلکه نوعی توهین به حقوق مصرفکننده است. وقتی غول جاده مخصوص از پاسخ به ابهامات ساده شانه خالی میکند، فضا برای شایعات و تخریبهای هدفمند باز میشود؛ و جالب اینجاست که در چنین مواقعی، باز هم همان مدیران و مشاوران، رسانهها را مقصر جلوه میدهند.
زمانِ جراحی فرا رسیده است؟
ایرانخودرو بر سر یک دوراهی سرنوشتساز ایستاده است. تداوم روند فعلی، یعنی حرکت در مسیر انزوای بیشتر و تخریب کامل باقیماندههای اعتبار برند. این شرکت یا باید در ساختار فکری و عملیاتی ارتباطات خود بازنگری بنیادین کند و به دوران طلایی تعامل و پاسخگویی بازگردد، یا اینکه با شجاعت، مدیران و مشاورانی را که این بنبست رسانهای را ساختهاند، تغییر دهد.
آبیپوشان جاده مخصوص باید بدانند که با سکوت و رفتارهای سلیقهای، نمیتوان چرخهای عظیم اعتماد عمومی را چرخاند. صندلیهای مدیریت ارتباطات در چنین سازمان ملی و بزرگی، جای آزمون و خطا یا تسویهحسابهای شخصی نیست؛ اینجا جایگاه تخصص، سعه صدر و پاسخگویی بیپیرایه است.
اگر ایرانخودرو نخواهد صدای دیوارهای لرزان اعتبارش را بشنود، بهزودی با حقیقتی تلختر مواجه خواهد شد؛برندی که با مردم حرف نزند، توسط مردم فراموش خواهد شد. وقت تغییر، همین حالا است؛ پیش از آنکه سکوت فعلی، به سکوتِ همیشگی تبدیل شود.
ارسال نظرات
موضوعات روز