تیتر 20 - روزگاری شعبه بانک، ساختمان و گاوصندوق، نماد امنیت مالی بودند. امروز اما بخش عمدهای از داراییهای مردم از میان شبکههایی از سرورها، مراکز داده، سامانههای پرداخت و زیرساختهای ارتباطی میگذرند و هر ثانیه، میلیونها تراکنش را جابهجا میکنند که نه دیده میشوند و نه لمس. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این شبکهها، فراتر از مشکل فنی، رخدادی است که بر اعتماد عمومی، فعالیت اقتصادی و حتی آرامش روانی جامعه تأثیر میگذارد.
اختلال گسترده اخیر در خدمات الکترونیکی چند بانک که از 23 خردادماه امسال آغاز شده و تداوم یافته، بار دیگر این واقعیت را به نمایش گذاشته که امنیت سایبری، صرفاً یک مفهوم تخصصی و محدود به اتاقهای فناوری اطلاعات نیست، بلکه به یکی از ارکان پایداری نظام بانکی تبدیل شده است.
تهدید سایبری، بلای جان بانکها
در نگاه نخست، از کار افتادن بخشی از خدمات مبتنی بر کارت، اینترنتبانک یا موبایلبانک، شاید یک اتفاق محدود به حوزه بانکداری الکترونیک به نظر برسد، اما با اختلال دسترسی چندساعته مشتریان به خدمات روزمره، ابعاد واقعی مسئله آشکار میشود.
امروزه بسیاری از کسبوکارها، فروشگاهها، خدمات حملونقل، پرداخت قبوض و حتی خریدهای خَرد روزانه بر بستر پرداختهای الکترونیکی انجام میشود. بنابراین اختلال در شبکه بانکی، بهنوعی مختل شدن گردش خون اقتصاد کشور و معیشت مردم است.
در این میان، انتشار گزارش شاپرک مبنی بر پردازش بیش از ۴٬۷۹۱ میلیون تراکنش با ارزش معادل ۳۴٬۱۱۲ هزار میلیارد ریال در این شبکه طی اردیبهشتماه 1405، حدود یک ماه قبل از این اتفاق، عمق فاجعه ناشی از اختلال را بیشتر روشن میکند.
از همین منظر، طولانی شدن این مسئله و تداوم برخی مشکلات حتی پس از گذشت چند روز، اهمیت موضوع تابآوری زیرساختهای بانکی را بیش از پیش برجسته کرده است.
آسیبپذیری در نقاط تمرکز
آنچه در اظهارات مسئولان و گزارشهای منتشرشده جلب توجه میکند، نقش زیرساختهای مشترک در ارائه خدمات به چند بانک بزرگ کشور است. این مسئله اگرچه از منظر بهرهوری، کاهش هزینهها و یکپارچگی خدمات، مزایای فراوانی دارد، اما همزمان ریسک تمرکز نیز ایجاد میکند.
در حوزه مدیریت ریسک، هرگاه تعداد زیادی از خدمات حیاتی به نقطه مشترک وابسته شوند، آن نقطه به گلوگاهی تبدیل میشود که اگر دچار اختلال شود، دامنه تأثیر آن از مرزهای یک سازمان فراتر میرود.
از اینرو در بسیاری از کشورها، در کنار ایجاد زیرساختهای متمرکز، سازوکارهای متعدد برای توزیع ریسک، مراکز پشتیبان مستقل، معماری جایگزین و سناریوهای اضطراری طراحی میشود تا حتی در صورت از دست رفتن بخشی از ظرفیت عملیاتی، خدمات حیاتی متوقف نشوند.
مدیریت بحران؛ قبل، حین و بعد از وقوع
امنیت سایبری برخلاف تصور عمومی، صرفاً به نصب تجهیزات حفاظتی یا دیوارهای آتش محدود نمیشود. واقعیت این است که در فضای دیجیتال، هیچ سامانهای را نمیتوان صددرصد نفوذناپذیر دانست. تفاوت سازمانهای موفق با سایر نهادها در این نیست که هرگز هدف حمله قرار نمیگیرند، بلکه در سرعت شناسایی، مهار و بازیابی پس از حمله است. به بیان دیگر، امروز امنیت بیش از آنکه به مفهوم جلوگیری کامل باشد، بهسمت کاهش خسارت نزدیک شده است.
در این شرایط، پایش مستمر تهدیدها، تحلیل رفتارهای غیرعادی شبکه، ارزیابی دورهای آسیبپذیریها، اجرای رزمایشهای سایبری و بهروزرسانی سناریوهای بحران، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
تجربیات جهانی بیانگر این است که بحرانهای بزرگ سایبری همیشه محصول حملات پیچیده نیستند. سرقت ۸۱ میلیون دلاری از Bangladesh Bank در سال ۲۰۱۶ و حمله باجافزاری بهICBC Financial Services آمریکا، بزرگترین بانک دنیا از نظر دارایی، در سال ۲۰۲۳ که به اختلال در بخشی از معاملات بازار اوراق خزانه آمریکا انجامید، نشان میدهد ضعف در پایش مستمر، آمادگی عملیاتی و مدیریت ریسک، حتی بزرگترین نهادهای مالی جهان را نیز با چالشهای جدی مواجه میکند.
تابآوری، مکمل امنیت
اختلال بانکی اخیر این نکته مهم را نیز یادآوری کرد که در عصر دیجیتال، امنیت و تابآوری دو مفهوم مکمل هستند. ممکن است سازمانی سرمایهگذاری گستردهای در حوزه امنیت انجام داده باشد، اما اگر در زمان بحران قادر نباشد خدمات ضروری را در کوتاهترین زمان ممکن بازیابی کند، همچنان با چالش جدی مواجه خواهد شد.
تابآوری بهمعنای توان ادامه فعالیت در شرایط غیرعادی است؛ یعنی وقتی بخشی از سامانهها از دسترس خارج میشوند، مسیرهای جایگزین حداقل خدمات حیاتی را حفظ کنند. اعلام فعالسازی روشهای جایگزین برای ارائه خدمات پایه بانکی نشان داد وجود این ظرفیتها چقدر در کاهش فشار بر مشتریان اهمیت دارد.
بااینحال، هرچه زمان بازگشت کامل خدمات کوتاهتر باشد، میزان تابآوری نیز بیشتر ارزیابی خواهد شد. در واقع، سنجش واقعی آمادگی بانکها، نه در روزهای آرام، بلکه در لحظه بحران صورت میگیرد.
الزامات پایداری شبکه
یکی از نکات قابل تأمل مطرحشده درباره اختلال اخیر سرویسهای چهار بانک کشور، بحث ریسکهای مرتبط با برخی زیرساختهای سختافزاری و وابستگیهای فناورانه است. فارغ از جزئیات فنی این موضوع، اصل ماجرا یادآور این واقعیت مهم است که فناوری، یک موجود زنده است و زیرساختهایی که امروز قابلاتکا هستند، ممکن است چند سال بعد به منبع ریسک تبدیل شوند.
از اینرو، نوسازی مستمر زیرساختها، توسعه مراکز داده پشتیبان، تنوع ساختار فنی، تقویت سامانههای پایش هوشمند و نیز سرمایهگذاری در تربیت نیروی انسانی متخصص، بخشی از الزامات حفظ پایداری شبکه بانکی محسوب میشود.
اعتماد، مهمترین دارایی
مهمترین سرمایه هر بانک، ساختمانها، تجهیزات و حتی منابع مالی آن نیست، بلکه اعتماد مشتریان است. مشتریان عصر دیجیتال، انتظار دارند 24*7 به خدمات بانکی دسترسی داشته باشند، لذا کوچکترین اختلال در این زنجیره، این اعتماد را خدشهدار میکند.
اتفاقات اخیر را میتوان فراتر از اختلال مقطعی، فرصتی برای بازنگری در الگوهای مدیریت ریسک، ارتقای سطح امنیت سایبری و تقویت تابآوری زیرساختهای حیاتی کشور دید. در اقتصاد ایران که هر روز وابستگی بیشتری به خدمات دیجیتال پیدا میکند، حفاظت از شبکه بانکی، بهمثابه مراقبت از شریانهایی است که زندگی روزمره مردم و اقتصاد کشور بر بستر آن جریان دارد.
ارسال نظرات
موضوعات روز