تیتر20 - بیمه سرمد پس از بیش از یک دهه فعالیت، اکنون در وضعیتی ایستاده که اندازه بازار آن با وزن ریسکی پرتفو همخوانی کامل ندارد. سهم ۱.۱۰ درصدی از تولید بازار در سال ۱۴۰۴ برای شرکتی که از آبان ۱۳۹۲ وارد صنعت شده، نشانه توقف در مرزِ «رشد متوسط» است.
این توقف، از کمبود جسارت در توسعه بازار و ضعف تنوعسازی درآمدی سخن میگویند. تولید سالانه ۸ هزار و ۵۵۰ میلیارد تومانی سرمد اگر با سهم ۱.۵ درصدی بازار جایگزین میشد، به بیش از ۱۱ هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان میرسید.
این یعنی شرکت امکان افزایش حدود ۳۶.۸ درصدی تولید را از دست داده است؛ رقمی که فاصله میان وضعیت موجود و ظرفیت قابل انتظار را به زبان مالی نشان میدهد.
مسئله اصلی آن است که سرمد کوچک نمانده، بلکه نامتوازن رشد کرده است. شرکتی با سهم محدود از بازار، زمانی که بخش بزرگی از ظرفیت خود را روی رشتههای پرخسارت میگذارد، نهتنها سودآوری خود را شکننده میکند، بلکه قدرت مانور آینده را نیز کاهش میدهد. در نتیجه چالش بزرگ سرمد، ترکیب فروش و کیفیت ریسک پذیرفتهشده است.
رشتهای که پرتفو را سنگین کرده
رشته درمان با سهم ۴۳ درصدی از حق بیمه صادره، نیمی از خسارتهای سرمد را به خود اختصاص داده است. نسبت سهم خسارت (۵۰ درصد پرتفو) به سهم تولید در این رشته به حدود ۱.۱۶ میرسد؛ یعنی درمان حدود ۱۶ درصد سنگینتر از وزن تولیدی خود، بار خسارتی روی شرکت گذاشته است.
این نسبت، نشان میدهد درمان برای سرمد یک رشته درآمدی معمولی نیست، بلکه کانون اصلی «فشارِ عملیاتی» است. ثالث اجباری نیز با سهم ۱۹ درصدی از تولید و ۲۰ درصدی از خسارت، فشاری کمدامنهتر اما همجهت ایجاد کرده است.
نسبت خسارت به تولید این رشته حدود ۱.۰۵ است و نشان میدهد حتی این بخش نیز اندکی بالاتر از وزن تولیدی خود خسارت تولید میکند.
جمع این دو رشته، تصویر روشنتری میسازد: ۶۲ درصد تولید سرمد در درمان و ثالث اجباری شکل گرفته، اما ۷۰ درصد خسارتها از همین دو مسیر بیرون آمده است.
این فاصله هشت واحد درصدی میان تولید و خسارت، علامت هشدار جدی است. چنین تمرکزی یعنی شرکت از ناحیههایی ضربه میخورد که خود بیشترین اتکای درآمدی را به آنها داده است.
به بیان دیگر، موتور تولید و موتور فرسایش مالی سرمد در یک نقطه جمع شدهاند و همین همپوشانی، کیفیت رشد را هم زیر سوال میبرد.
زندگی؛ کمجان و کمرمق
بخش زندگی در پرتفو سرمد هنوز به اندازهای نرسیده که بتواند نقش ضربهگیر ریسک را بازی کند. تولید زندگی اندوختهدار ۴۱۹ میلیارد و ۴۰ میلیون تومان و زندگی غیراندوختهدار ۶۸۹ میلیارد و ۴۴۳ میلیون تومان در سال گذشته بوده است.
مجموع این دو به حدود یک هزار و ۱۰۸ میلیارد و ۴۸۳ میلیون تومان میرسد؛ یعنی نزدیک به ۱۳ درصد کل تولید سالانه شرکت.
اگر سهم بیمههای زندگی به بالای ۳۰ درصد میرسید، سرمد میتوانست ترکیب پرتفو را متعادلتر کند و فشار درمان و ثالث اجباری را بهتر مدیریت کند. فاصله میان سهم فعلی حدود ۱۳ درصدی و سطح مطلوب بالای ۳۰ درصد، دستکم ۱۷ واحد درصد است.
ضعف در رشتههای زندگی، تنها یک کاستی فروش نیست؛ بلکه نشانه ناتوانی در ساختن جریانهای پایدارتر حق بیمه است. رشته زندگی به شرکت بیمه امکان میدهد افق بلندمدتتری برای نقدینگی و مدیریت تعهدات بسازد.
زمانی که این بخش کوچک بماند، شرکت ناچار میشود بیشتر به رشتههایی تکیه کند که سرعت فروش بالاتر اما ریسک خسارتپذیری شدیدتری دارند.
عقبنشینی یا اصلاح دیرهنگام؟
کاهش بیش از ۹۷ درصدی تعداد بیمهنامههای درمان در سال ۱۴۰۴، یکی از مهمترین نشانههای تغییر رفتاری سرمد است. شرکت در پایان سال تنها ۱۸۱۶ بیمهنامه درمان صادر کرده، در حالی که همین رشته ۴۳ درصد تولید سالانه را ساخته است.
چنین شکافی نشان میدهد ارزش ریالی قراردادها بالا بوده، اما تعداد صدور بهشدت محدود شده؛ یعنی تمرکز از صدور گسترده به قراردادهای بزرگتر و احتمالا گزینشیتر منتقل شده است.
ریشه این تصمیم را میتوان در حجم خسارت درمان دید. تعداد خسارتهای درمان به ۱۹۰ هزار و ۴۶۶ مورد رسیده و نزدیک به ۸۰ درصد کل موارد خسارت را ساخته است. با این نسبت، کل تعداد پروندههای خسارت شرکت حدود ۲۳۸ هزار مورد برآورد میشود.
از سوی دیگر، نسبت تعداد خسارت درمان به تعداد بیمهنامههای درمان صادره در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۰۵ مورد برای هر بیمهنامه (به ازای هر بیمهنامه درمان، حدود ۱۰۵ پرونده خسارت) میرسد؛ عددی که شدت فشار خدماتی و مالی این رشته را بهخوبی نشان میدهد.
۱۴۰۵؛ شروع فرسایشی سرمد
ماه نخست سال ۱۴۰۵ نیز تصویر هشدارآمیزی داشت؛ درمان ۳۰ درصد تولید را ساخته، اما ۶۵ درصد خسارتها را جذب کرده است.
نسبت خسارت به وزن تولید در همان مقطع حدود ۲.۱۷ بوده؛ یعنی بار خسارتی درمان بیش از دو برابر سهم تولیدی آن ظاهر شده است. چنین الگویی اگر در سال جاری ادامه یابد، میتواند کل توازن پرتفو را به سمت فرسایش ببرد.
مشکل سرمد فقط درمان نیست؛ کمرنگی رشتههایی مانند هواپیما، حوادث، اعتباری، کشتی، ثالث مازاد و دیه نیز نشان میدهد شرکت در توسعه پهنههای مکمل بازار موفقیت معناداری نداشته است.
نزدیک به صفر بودن این رشتهها در پرتفو ۱۴۰۴ تولید، یعنی ابزارهای توزیع ریسک محدود ماندهاند و شرکت در برابر شوکهای درمان و ثالث اجباری سپر کافی نساخته است.
ضرورت بازطراحی
سرمد برای سال ۱۴۰۵ نیازمند بازنگری جدی در استراتژی بازار است؛ البته بازنگری نه با هدف خروج هیجانی از رشتههای پرریسک، بلکه برای بازطراحی نسبت میان رشد، سودآوری و تابآوری.
اگر زندگی تقویت نشود، رشتههای مکمل فعال نشوند و سهم بازار از ۱.۱۰ درصد فراتر نرود، شرکت همچنان در وضعیتی میماند که تولید دارد، اما کیفیت رشد آن زیر فشار خسارت نفس میکشد.
ارسال نظرات
موضوعات روز