تیتر20 - برخلاف گذشته که رشد تولید در نظام بانکی مرهون افزایش حجم تسهیلات بود، امروز، بازار با سرعت گردش اعتبار در متن «کیفیت تخصیص» جایگاه خود را باز مییابد.
اما چرا کیفیت تخصیص به اولویت بالاتری دست یافته؟ رابطه این شاخص با تزریق نقدینگی به زنجیره ارزش و توان بانک برای کنترل ریسک (به شکل توامان) چیست؟
بهترین نمونه برای مطالعه در این حوزه، ساختار مالی بانک سیناست. دادههای عملکردی این بانک در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ نشان میدهد که مهندسی ابزارهای مالی سینا، از مرحله گسترشِ «مانده اعتباری» عبور کرده است.
سینا اما اکنون کجاست؟ رادارهای تحلیلی ما آن را در فضایی بالاتر از بُعد سازماندهی ارقام اعتبارات و در مدار معماری اختصاصی تامین مالی نشان میدهد.
صدور برات الکترونیکی در آبان ۱۴۰۴ سوخت موشکی بود که سینا را به مدار بیرونی تامین مالی جهش داد؛ نشانهای از تغییر نگاه بانک از «تسهیلات منفرد» به اعتبارِ «قابل ردیابی» در زنجیره تولید.
مانده تسهیلات؛ گسترش ظرفیت، نه پایان مسئله
برای درک جهش موشکی سینا از مدارهای درونی نظام بانکی به فرابُعدِ تامین مالی دارای معماری اختصاصی، باید کمی بر روی مانده کل تسهیلات توقف کرد.
مانده کل تسهیلات بانک از حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به بیش از ۱۵۰ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده است.
این تغییر، رشدی معادل حدود ۵۶.۴ درصد را نشان میدهد؛ نرخی که از افزایش محسوس مقیاس عملیات اعتباری بانک حکایت دارد؛ آیا این به تنهایی کافی است؟ خیر! لایه «کیفیت رشد» مولفه مهمتری است.
کیفیت رشد، فاصله و تمایز میان «حجم اعتبار» و «اثر اقتصادی اعتبار» را برای تنظیمگری رابطه سینا با زنجیرههای تامین، مطرح میکند.
درک تمایز میان این دو مولفه به تجربهای ارزشمند برای سینا تبدیل شده است؛ زیرا هرچه مانده تسهیلات سریعتر افزایش یابد، ضرورت تشخیص محل مصرف بیشتر و بیشتر مطرح میشود.
ضرورت تشخیص محل مصرف خود مسائل دیگری را برجسته میسازد: دوره بازگشت، پیوند با جریان فروش و ظرفیت خلق ارزش مشتری.
بنابراین رشد ۵۶.۴ درصدی مانده کل تسهیلات به تنهایی یک دستاورد نیست، اگر به پایداری تبدیل نشود؛ پایداری به چه؟ حال پاسخ واضح و مبرهن است: اعتبار زنجیرهای، خرید مواد اولیه، فروش محصول، تسویه میان حلقههای تولید و... .
خودِ این پایداری اما یک ابزار مبتنی بر قراردادهای فقهی میطلبد تا در اقلیمِ «عقود مرابحه» جاری و برقرار شود. سلطه عقود، مرابحه با سهمی نزدیک به ۷۷ درصد از سبد اعتباری سینا بر این حرکت مستمر و تثبت شده، تاکید دارد.
بهبیان مبرهن، بانک سینا همچنان بر ابزاری تکیه دارد که قابلیت پاسخگویی گسترده به نیازهای تجاری را دارد؛ در حالی نگاه فرابُعدی بانک دارای کانالکشیهای معتبر و تجربه شده است.
رشد بیش از ۶۰ درصدی تسهیلات عقود مرابحه، بیانگر افزایش تقاضا برای اعتبار مبتنی بر معامله است، اما همین تمرکز میتواند ضرورت تنوعبخشی را نیز برجسته سازد؛ چراکه تولیدکننده، صادرکننده، پیمانکار و بنگاه کوچک، «الگوی نقدینگی» یکسانی ندارند.
مرابحه تا برات الکترونیکی
اما اینجا دقیقا مکانی است که خوانش دقیقتری از تحول بانک سینا ضرورت مییابد. سهم بالای مرابحه، هرچند ستون قابل اتکای سبد اعتباری بانک را شکل داده، بهتنهایی نمیتواند پاسخ همه اجزای متصل به سازمانِ تولید را بدهد.
تولید امروز، یک میدان همگن و یکدست نیست؛ حلقههای آن از خرید ماده اولیه تا فروش نهایی، از سرمایه در گردش تا سرمایهگذاری توسعهای، با منطقهای نقدینگی متفاوت حرکت میکنند.
همین تفاوت، بانک را از تکیه بر یک ابزار مسلط، به سمت ساختمان مالی با اجزای متنوعتر سوق میدهد. در همین چارچوب، برات الکترونیکی را باید نه یک خدمت جانبی، بلکه نشانه تکامل بانک دانست.
این ابزار، جریان اعتبار را از سطح پرداختهای مستقیم و پرهزینه رها میسازد. جریان اعتبار به تعهدات قابل رهگیری نیاز دارد؛ در نتیجه بانک از سطح پرهزینه گذشته، به سطح تعهدات قابل رهگیری پرش کرده است.
از همین مسیر، سایش فرساینده میان بانک، تامینکننده و بنگاه کاهش یافته است. هرچه زنجیره تولید شفافتر و قابل رصدتر شود، تخصیص منابع نیز از حالت فرساینده سنتی خود، فاصله میگیرد.
دیگر پای سازوکاری اصیل در میان است؛ سازوکاری که میتواند، همزمان سرعت، دقت و انضباط را درنوردد و قلمروی خود را مستقر سازد.
اهمیت این جابهجایی زمانی روشنتر میشود که به نیازهای بنگاههای کوچک و متوسط نگاه کنیم. این بنگاهها بهطورمعمول، نه از ذخیره نقدی کافی برخوردارند و نه میتوانند برای هر مرحله از فعالیت خود، تسهیلات مستقل و سنگین جذب کنند.
برات الکترونیکی برای چنین واحدهایی «تنفس اعتباری» ایجاد میکند. این راهِ تنفسِ متصل به شبکهی روانِ اعتبارِ سینا، فشار نقدینگی را مهار میکند، اما تولید را از حرکت بازنمیدارد.
همین ویژگی، پیوند ابزار نوین با اقتصاد حقیقی را معنادار میسازد و نشان میدهد چرا نهادینهسازی آن، فراتر از یک تحول شکلی است.
در بانک نیز این ابزار فقط به معنای افزایش تعداد تراکنشها نیست. هر برات الکترونیکی، میتواند حلقهای تازه از درآمد کارمزدی، فرصت اعتباری و امکان کنترل ریسک بسازد.
بانک سینا، به جای تامین «نقدینگی خام»، «جریان اعتبار» را مدیریت میکند؛ در عمل سینا «زنجیرهمحور» شده است.
این تغییر، بهویژه در شرایطی که «هزینه پول» حساس شده و رقابت بانکی بر کیفیت تخصیص میچرخد، یک مزیت راهبردی به شمار میرود.
بقای موشک اعتباری سینا
همینجا، نسبت میان رشد کمی و تکاملِ معناگرایِ کیفی متمایز میشود. بانک سینا ازاینپس دستاوردهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ را در یک مسیر پایدار قرار میدهد تا کانالهای نوین تامین مالی (برات الکترونیک، اوراق گام و...) را به لایه رویه نهادی، احضار کند.
بدینترتیب، سینا دست به همراستاسازی شعب، سامانهها و تصمیمهای اعتباری در خدمت یک منطق واحد میزند. دریککلام، منطق نوین سینا، اجزای تولید را برخلاف رویههای مسیر تزریق پول، در رویه «گردش هوشمند اعتبار» جاری میکند.
حال باید با اطمینان بیشتری مدعی شد: آغازِ پایانِ سنتِ اعتبارات مصنوعی، فرا رسیده است؛ این بار از مسیر و شیوه حکمرانی هوشمند بانک سینا.
ارسال نظرات
موضوعات روز