تیتر20 - گسترش شکاف میان نیازهای نقدینگی بنگاههای کوچک و متوسط با ظرفیت شبکه بانکی، زمینهای ایجاد کرده تا استقرار زیرساختهای نوین تامین مالی (هوشمند، چندزنجیرهای و مقیاسپذیر)، به ضرورتی ساختاری تبدیل شود.
پلتفرم «بازارآن» بانک توسعه تعاون، بر همین اساس، در تیرماه سال جاری معرفی شد. بازارآن، از این جهت، دارای اهمیت است که جریان واقعی کالا و خدمات نیازمند سازوکار شفاف تامین مالی (هرواحد اعتبار به ازای هرواحد کالا و خدمت حقیقی) است.
این سازوکار در عین حال، نیاز به هوشمندی و دادهکاویِ فعالانه دارد؛ با این هدف که نیازهای واقعی بازار را شناسایی و میان آنها با نسل نوین تامین مالی غیرتورمی هماهنگی ایجاد کند.
در این گزارش به شما نشان میدهیم که چگونه یک پلتفرم هوشمند میتواند الگوی رفتاری بانک، بنگاهها و زنجیرههای تولیدی را دگرگون کند؛ به نحوی که به انسجام هوشمند زنجیره ارزش منجر شود.
عبور از مدلهای قدیمی به الگوی جریانمحور
پلتفرم «بازارآن» زمانی وارد میدان شده که شکاف میان تسهیلات و هدف مصرف، یکی از بزرگترین ناهمخوانیهای نظام مالی است.
طراحی این سامانه نشانه آغاز چرخشی ساختاری در نظام مالی ایران و اقتصاد بخش تعاون است. این چرخش، از نظام مبتنی بر ضمانتهای بیرونی، دستوری و غیرشفاف، به نظام هوشمند مبتنی بر جریانهای واقعی کالا و خدمت صورت میگیرد.
ارزشِ اساسی بازارآن بانک توسعه تعاون در همین جابهجایی است. بهاینواسطه، جریان واقعی کالا و خدمت، برخلاف اسناد کاغذی، قابل جعل نیست و رفتار اقتصادی مشتری را برای بانک قابل رصد در لحظه و شبانهروز میسازد.
در چنین چارچوبی، بازارآن نقش یک واسطِ بیطرفِ هوشمند را ایفا میکند. این واسط جدید، رابطه میان تقاضا، عرضه و تامین مالی را از شکل گسسته قبلی خارج میکند، تا یک اکوسیستم پیوسته خلق شود.
در سطحی بالاتر، ترکیب این پیوستگی با اتکای سامانه به دادههای لحظهای، «حساسیت سازمانی» ایجاد میکند.
به لطف این کارکردِ بازارآن، توسعه تعاون، قادر به تحلیل تغییرات بازار است. ازاینپس، بانک میتواند ارزیابی دقیقتری از نوسان تقاضا، نیاز زنجیره تامین به کالا و خدمت و ظرفیت تولید داشته باشد.
نتیجه این الگوی هم هدایت اعتبارات به شکل جریان کالا و خدمت به گرهگاههایی است که بیشترین کارکرد اقتصادی را دارند و کمترین احتمال انحراف در آنها دیده میشود.
در نتیجه، کارویژه اصلی سامانه، نه اعطای اعتبارات احتمالا انحرافی و ایجاد تورم، بلکه حذف عدماطمینان از مسیر گردش اعتبار و تضمین سلامت اعتبار است.
این تغییر ماهیت، زیرساختی میسازد که میتواند به یک استاندارد عملیاتی جدید در شبکه بانکی تبدیل شود؛ چراکه جریانمحوری، بهشکلماهیتی، قابلیت تعمیم و مقیاسپذیری است.
مرابحه هوشمند و بازسازی سازوکار اعتبار
از منظر انطباق با فقه هم بنیان متحولکننده بازارآن، دیجیتالیسازی کامل «عقدِ مرابحه» است.
در مدل سنتی عقد مرابحه، عامل انسانی دارای خطای تشخیص، تاخیر، یا تفسیرهای متفاوت است. اما در نسخه هوشمند، خودِ معامله مرکز ارزیابی و تحلیل قرار میگیرد.
در نتیجه، اعتبار بر اساس اصالت کالا و نه بر اساس ظاهر پرونده توزیع میشود. بدینوسیله، کیفیت اعتبارسنجی چند برابر میشود و امنیت تخصیص اعتبار را بالا میبرد. این میزان تقویت در اعتبارسنجی، در ساختارهای کاغذی عقود مرابحه قابل دستیابی نبود.
همچنین در الگوی جدید تامین مالی هوشمند، جایگاه توسعه تعاون به عنوان تحلیلگر متفاوت خواهد شد؛ چراکه بانک به جای اعطای اعتبار صرف، دست به تحلیل معاملات و ساخت و بهبود الگوریتم میزند؛ الگوریتمهایی که معاملات را دادهسنجی میکنند تا گزارشگیری و تحلیل رفتار مشتری با رصد برخط تسهیل شود.
این دادهها که عمدتا از زنجیره خرید و فروش بهدست میآیند، نقشهای از رفتار بازار ارائه میکنند که در آن الگورتیمهای پنهان، نوسانات فصلی و میزان پایداری بنگاهها قابل استخراج است.
همین ویژگی ابزارهای اعتباری جدید را محیا میسازد. توسعه تعاون از این پس به ابزارهایی دسترسی دارد که میتوانند متناسب با ریسک واقعی در بازار تنظیم شوند.
در ضمن، به لطف بازارآن بانک میتواند از تورم مصنوعی تقاضای اعتباری جلوگیری کند. ازاینپس، مرابحه هوشمند، فضای اتصال نظام مالی با اقتصاد واقعی، بهشکل ساختاریافته است.
چنین پیوندی مسیر متفاوتی پیشروی بانک قرار میدهد. در این مسیر، هر تراکنش، یک داده ارزشمند برای طراحی آینده خدمات بانکی است.
اکوسیستم یکپارچه مالی–تجاری
بازارآنِ توسعه تعاون، فراتر از یک سامانه دیجیتال، طرحی برای یکپارچهسازی در سه حوزه کلیدی است: تقاضا، زنجیره توزیع و خدمات بانکی.
در گذشته، این سه بهصورت جزیرهای فعالیت میکردند. همین جدایی، موجب اتلاف منابع (گردش ناکارآمد کالا و شکلگیری هزینههای پنهان) میشد. حالا هر یک از این لایهها به لایه دیگر متصل شدهاند.
این یکپارچگی، روابط سنتی اقتصاد تعاون را نیز متحول میکند. تعاونیها سالها با محدودیتهای نقدینگی و فاصله میان عرضهکنندگان و اعضا روبهرو بودهاند.
اما بازارآن، یک شبکه اعتماد دیجیتال را میسازد. در این شبکه، اعضا میتوانند قدرت خرید کسب کنند و تولیدکنندگان داخلی به بازار فروش پایدار دست یابند.
در این شرایط، ارزش عضویت در تعاونیها تقویت میشود؛ اعتماد به اقتصاد تعاون بالا میرود. ازاینپس، دسترسی به اعتبار صرفا نتیجه فعالیت مولد اقتصادی (تولید کالا و خدمت حقیقی) است.
ارسال نظرات
موضوعات روز