
تیتر20- چکیده
بخش تعاون، بهرغم برخورداری از جایگاه حقوقی مستقل در نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، در دسترسی به منابع مالی با مسئلهای چندلایه مواجه است. ساختار جمعی بنگاههای تعاونی، پراکندگی اعضا، محدودیت سرمایه اولیه، ضعف وثایق فردی و دشواری سنجش اعتبار پروژههای محلی میتواند موجب شود که سازوکارهای متعارف اعتباردهی، نیازهای این بخش را بهدرستی پوشش ندهد. مسئله اصلی این مقاله آن است که بانک توسعه تعاون چگونه و چرا باید از یک بانک صرفاً تسهیلاتدهنده به نهادی تنظیمگر برای دسترسی عادلانه و کارآمد کنشگران تعاونی به اعتبار تبدیل شود.
پژوهش حاضر با روش تحلیل اسنادی ـ حقوقی و با اتکا به قانون اساسی، سیاستهای کلی اصل ۴۴، قانون بخش تعاونی، قانون اجرای سیاستهای کلی اصل ۴۴ و اساسنامه بانک توسعه تعاون، نسبت میان مأموریت عمومی بانک و الزامات بانکداری حرفهای را بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد حمایت اعتباری از تعاون، امتیازی اداری یا ترجیحی خارج از ضوابط نیست، بلکه ابزاری برای تحقق نقش مستقل این بخش در اقتصاد است؛ مشروط بر آنکه با اعتبارسنجی تخصصی، نظارت پس از اعطا، شفافیت و سنجش اثر توسعهای همراه شود. نتیجه مقاله آن است که بانک توسعه تعاون باید پیوند میان مأموریت عمومی و حکمرانی حرفهای اعتبار باشد و موفقیت آن با کیفیت اثرگذاری توسعهای در کنار سلامت اعتباری سنجیده شود، نه صرفاً با حجم تسهیلات پرداختی.
مقدمه
در نظامهای اقتصادی، دسترسی به اعتبار صرفاً نتیجه وجود منابع مالی نیست؛ بلکه به قواعد، نهادها و سازوکارهایی وابسته است که تعیین میکنند چه کسی، برای چه فعالیتی، با چه تضمینی و بر اساس کدام ارزیابی به منابع دسترسی پیدا کند. از این منظر، اعتبار یک نهاده خنثی نیست. نحوه توزیع آن میتواند به تمرکز اقتصادی، بازتولید نابرابری یا گسترش ظرفیتهای تولیدی و اجتماعی منجر شود.
بخش تعاون در ایران از نظر حقوقی و سیاستی، بخشی مستقل از اقتصاد شناخته شده است. با این حال، استقلال حقوقی لزوماً به معنای برخورداری برابر از فرصتهای تأمین مالی نیست. بسیاری از تعاونیها، بهویژه تعاونیهای کوچک، محلی و عضومحور، در نقطهای قرار میگیرند که معیارهای متعارف اعطای اعتبار، همه ابعاد توان بازپرداخت آنان را نشان نمیدهد. سرمایه خرد اعضا، وثایق محدود، ساختار جمعی تصمیمگیری، پراکندگی جغرافیایی و دشواری دسترسی بانک به اطلاعات معتبر درباره پروژههای کوچک، میتواند هزینه ارزیابی و نظارت را افزایش دهد. بنابراین، مسئله فقط کمبود پول نیست؛ مسئله، طراحی نهادی دسترسی به پول است.
بانک توسعه تعاون در چنین زمینهای تأسیس شده است. مأموریت این بانک را نمیتوان به پرداخت تسهیلات به تعاونیها فروکاست. بانک، از یک سو شخصیت حقوقی و الزامات اداری و مالی مستقل دارد و از سوی دیگر، با سرمایه و مأموریت عمومی، برای پاسخ به یک نیاز ساختاری در اقتصاد ایجاد شده است. پرسش محوری مقاله این است: بانک توسعه تعاون چگونه و چرا باید از یک بانک صرفاً تسهیلاتدهنده به نهاد تنظیمگر دسترسی عادلانه به اعتبار برای کنشگران تعاونی تبدیل شود؟
فرض یا مدعای مقاله آن است که بانک توسعه تعاون زمانی به مأموریت خود نزدیک میشود که علاوه بر تأمین مالی، قواعد دسترسی، سازوکارهای ارزیابی، توزیع ریسک، نظارت و سنجش اثرگذاری اعتباری را بهگونهای طراحی کند که هم عدالت اعتباری را تقویت کند و هم انضباط مالی و سلامت بانکی را حفظ نماید. در این چارچوب، «تنظیمگری دسترسی» به معنای جایگزینی بانک با نهادهای سیاستگذار یا ناظر نیست؛ بلکه به معنای ایفای نقش نهادی بانک در کاهش شکستهای اعتباری و تبدیل منابع عمومی به ظرفیت اقتصادی پایدار است.
روش مقاله، تحلیل اسنادی ـ حقوقی است. ابتدا مبانی حقوقی و سیاستی بخش تعاون بررسی میشود؛ سپس جایگاه نهادی بانک توسعه تعاون و نسبت میان استقلال حقوقی، مأموریت عمومی و سرمایه دولتی تحلیل میگردد. در ادامه، شکست اعتباری در تعاون، کارکردهای سهگانه بانک، خطرهای احتمالی و راهکارهای سازگار با بانکداری حرفهای بررسی خواهد شد.
۱. مبانی حقوقی و سیاستی؛ حمایت اعتباری بهمثابه ابزار تحقق نقش مستقل تعاون
۱ـ۱. جایگاه تعاون در ساختار اقتصادی
اصل ۴۴ قانون اساسی، نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را بر سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی استوار میکند و برای بخش تعاونی جایگاهی مستقل در معماری اقتصادی کشور قائل است.[^1] اهمیت این اصل فقط در شمارش سه بخش خلاصه نمیشود؛ بلکه از آن میتوان نتیجه گرفت که تعاون باید امکان ایفای نقش واقعی و متمایز خود را داشته باشد. اگر یک بخش در قانون به رسمیت شناخته شود، اما از ابزارهای لازم برای شکلدهی، استمرار و توسعه فعالیت اقتصادی محروم بماند، استقلال آن صرفاً صوری خواهد بود.
ارسال نظرات
موضوعات روز