تیتر20 - ورود بانک شهر به فرایند تأمین مالی بازسازی صنایع آسیبدیده از جنگ، بانک را در یکی از حساسترین نقاط اقتصاد پساجنگ، یعنی مرز خسارت و بازگشت به تولید قرار میدهد. در این وضعیت، سرعت ارائه منابع مالی به بنگاهها تعیین میکند یک کارخانه چه زمانی دوباره راهاندازی شود و یک زنجیره تولید تا چه اندازه از توقف فاصله بگیرد.
رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید مجلس، خسارت واحدهای تولیدی در جنگ اخیر را حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار برآورد کرده است. طبق این گزارش، تاکنون تنها ۲۰ تا ۳۰ درصدِ واحدهای آسیبدیده فعالیت خود را از سر گرفتهاند. در این مقیاس، تأمین مالی بازسازی، علاوه بر خدمت رایج بانکی، بخشی از زیرساخت بازگشت اقتصاد به مدار عادی است.
بانک شهر، حلقه اتصال
اهمیت جایگاه بانک شهر از این جهت است که بهعنوان یکی از بانکهای عامل صندوق توسعه ملی برای بازسازی صنایع آسیبدیده معرفی شده است. در این میان، مهدی غضنفری، رئیس هیئت عامل صندوق توسعه ملی، ضمن اعلام موافقت صندوق با درخواست تأمین مالی ارزی بانکهای شهر و تجارت، گفته است پروندههایی به ارزش ۳۴۰ میلیون دلار در این بانکها در حال بررسی است.
هرچند این رقم در برابر برآورد ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلاری خسارت، نیاز بازسازی صنایع را پوشش نمیدهد، اما اهمیت آن را نباید با نسبت ساده این دو عدد سنجید. نکته مهم این است که بخشی از منابع ارزی صندوق توسعه ملی، توسط شبکه بانکی و با ورود بانک شهر، در مسیر بازسازی واقعی بنگاهها قرار میگیرد. بانک، در اینجا علاوه بر محل دریافت منابع، حلقهای است که باید منابع توسعهای را به پروندههای مشخص، نیازهای واقعی و در نهایت، ظرفیت تولید تبدیل کند.
به تعبیر دیگر، صندوق، منابع را فراهم میکند و بانک شهر باید آن را به مقصد برساند. این مقصد میتواند خط تولید آسیبدیده، ماشینآلات ازبینرفته یا تجهیزاتی باشد که بدون تأمین ارز، امکان جایگزینی آنها وجود ندارد.
مزیت مهم: همزمانی ظرفیت ارزی و ریالی
یکی از نقاط قوت حضور بانک شهر، برخورداری از ظرفیت خدمات بانکی ارزی و ریالی است. این ویژگی در بازسازی صنایع اهمیت ویژهای دارد، زیرا خسارت صنعتی، معمولاً با یک نیاز مالی واحد مواجه نیست.
بهطور مثال، یک کارخانه، بخشی از ساختمان، تجهیزات تولید و موجودی مواد اولیه را بهخاطر جنگ از دست داده است. در اینجا خرید ماشینآلات ممکن است به ارز نیاز داشته باشد، اما هزینه نصب، تعمیرات، نیروی انسانی، مواد اولیه و سرمایه در گردش، عمدتاً ریالی است. اگر تأمین مالی این دو بخش از یکدیگر جدا باشد، شاید حتی با تأمین یکی از آنها، خط تولید همچنان متوقف بماند.
اینجاست که ظرفیت دوگانه بانک شهر به مزیت تبدیل میشود. بانک میتواند در جایگاه تأمینکننده مالی، نیاز ارزی و ریالی بنگاه را در یک چارچوب منسجم ببیند و بهجای نگاه جداگانه به هر بخش، تصویر مالی بازسازی را یکجا بررسی کند.
سرعت؛ متغیر مهم در بازسازی
در شرایط عادی، تأخیر در پرداخت تسهیلات، هزینهزاست. در بازسازی پس از جنگ، این هزینه میتواند چند برابر شود. کارخانهای که چند ماه دیرتر به تولید بازگردد، علاوه بر اتلاف فرصت چندماهه برای تولید، ممکن است مشتریان و نیروی انسانی خود را نیز از دست بدهد و جایگاهش در زنجیره تأمین تضعیف شود.
از اینرو، نقش بانک شهر را باید با معیار سرعت تبدیل منابع به تولید نیز سنجش کرد. بررسی دقیق پروندهها، احراز میزان خسارت و اطمینان از توجیه بازسازی ضروری است، اما این دقت نباید به فرایندی فرسایشی تبدیل شود. هنر بانک عامل، یافتن نقطه تعادل میان سرعت و اعتبارسنجی است.
از آنجا که پروندههای ۳۴۰ میلیون دلاری بازسازی صنایع، اکنون در مرحله بررسی قرار دارند، ارزشآفرینی بانک شهر بهعنوان بانک عامل، از همین مرحله آغاز میشود. تبدیل پروندههای خسارت به موارد قابل تأمین مالی و سپس رساندن منابع به پروژهای که تولید را احیا کند، مأموریت بانک در این شرایط است.
در این راستا، توقف یک واحد تولیدی میتواند زنجیره تأمینکنندگان، پیمانکاران، شرکتهای حملونقل و نیروی انسانی را تحتتأثیر قرار دهد. بنابراین پرداخت تسهیلات به یک بنگاه آسیبدیده، چند حلقه اقتصادی را همزمان فعال میکند و بانک شهر نیز با احیای بخشی از شبکه تولید روبهرو است. در اینجا، تسهیلات بانکی به ابزار سیاست صنعتی تبدیل میشود.
فرصتی برای نقشآفرینی متفاوت
این مأموریت برای خود بانک شهر نیز اهمیت دارد. حضور بهعنوان بانک عامل صندوق توسعه ملی در پروژهای با اهمیت ملی، مواردی مانند امکان استفاده از ظرفیتهای ارزی و ریالی بانک، ارتباط نزدیکتر با بنگاههای صنعتی و ایفای نقش پررنگتر در تأمین مالی بخش واقعی اقتصاد را فراهم میکند.
بااینحال، این فرصت، زمانی به دستاورد تبدیل میشود که عملکرد بانک در پایان مسیر با تعداد پروندههای بررسیشده سنجیده نشود، بلکه میزان تولیدی که به مدار بازگشته، ملاک ارزیابی باشد. بانک عامل موفق در این پروژه، بانکی نیست که صرفاً منابع را پرداخت کند، بلکه بانکی است که بین نیاز بنگاه، منابع صندوق، الزامات بانکی و هدف بازسازی، اتصال کارآمد ایجاد نماید.
از سوی دیگر، تجربه بازسازی در زمینه ارزیابی سریع خسارت، طراحی تأمین مالی ترکیبی، مدیریت منابع ارزی و ریالی و شناخت بنگاههایی که با تزریق منابع، قابلیت بازگشت به تولید دارند، نوعی سرمایه دانشی برای بانک شهر نیز ایجاد میکند.
نقطه سنجش موفقیت
اهمیت واقعی تأمین مالی بازسازی صنایع آسیبدیده در جنگ توسط بانک شهر، بهعنوان بانک عامل، در نقشی است که بانک میتواند میان منابع توسعهای و ظرفیتهای آسیبدیده تولید ایفا کند.
در حال حاضر، کشور از یک سو با خسارت حدود 20 میلیارد دلاری بخش تولید مواجه است و از سوی دیگر، تنها بخشی از واحدهای آسیبدیده، فعالیت خود را از سر گرفتهاند. در این شرایط، منابع مالی، زمانی ارزش دارند که فاصله تخصیص و تولید را کوتاه کنند.
موفقیت بانک شهر در این آزمون، مشروط به این است که نشان دهد چند خط تولید دوباره راهاندازی شده، چند شغل حفظ شده، چقدر ظرفیت صنعتی احیا شده و سرعت و دقت تبدیل منابع ارزی صندوق به ماشینآلات، تجهیزات و تولید، چه میزان بوده است.
اگر پاسخ این پرسشها مثبت باشد، آنگاه ۳۴۰ میلیون دلار، بخشی از سرمایهای است که از مسیر بانک شهر، راه خود را از صندوق توسعه ملی به قلب کارخانههای آسیبدیده پیدا کرده است.
ارسال نظرات
موضوعات روز