تیتر20 - گرهگشایی از پرونده بدهی بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی بانک ایرانزمین به بانک مرکزی، تنها با تکیه بر رقم بدهی قابلفهم نیست.
فضای تازهای که با الزام به تعیین تکلیف داراییها و بازگرداندن مطالبات گشوده شده، بر پیوند استوار است، متشکل از سهلایهای فعالسازی داراییهای گرفتار، کاهش فشار اضافهبرداشت و ترمیم تصویری که مشتریان از آینده بانک دارند.
این سهگانه میتواند آغاز عبور از سایه بحرانی باشد که ریشههای آن به تعهدات منتقلشده از تعاونی مولیالموحدین بازمیگردد. مولیالموحدین را میتوان پیشینهای سنگین برای ایرانزمین دانست؛ تعاونیای که سازوکارها، داراییها و تعهداتش همزمان با ساماندهی مؤسسات اعتباری در سالهای پایانی دهه ۱۳۸۰، به ساختار بانک منتقل شد.
این میراث، مسئلهای کوتاهمدت نبود و آثار آن سالها بر کیفیت ترازنامه و ظرفیت تصمیمگیری بانک سایه انداخت. اکنون، انتقال داراییها برای تسویه مطالبات بانک مرکزی، میتواند نقطهای برای پایاندادن به این زنجیره فرساینده باشد؛ فرصتی برای بازسازی سکویی که سالها زیر فشار امواج ناترازی قرار داشت و تبدیل داراییهای خاموش به ظرفیت مالی و مدیریتی تازه.
ترازنامهای که از زیر سایه زیان بیرون میآید
ریشه دشواری ایرانزمین، فاصله گسترده میان سرمایه ثبتشده و زیان انباشته است. سرمایه بانک حدود ۴۰۰ میلیارد تومان باقی مانده، اما زیان انباشته تا پایان بهار به نزدیک ۹۸ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان رسیده است؛ یعنی زیان انباشته حدود ۲۴۷ برابر سرمایه ثبتشده است.
این نسبت، فقط یک عدد نگرانکننده نیست؛ نشانه آن است که ترازنامه طی سالها توان جذب زیان و پشتیبانی از عملیات بانکی را از دست داده است.
تعیین تکلیف ۱۱۴ هزار میلیارد تومان از اموال، در صورت تحقق کامل و شناسایی دقیق، میتواند مقیاس داراییهای قابلاستفاده بانک را دگرگون کند.
این رقم حدود ۱۵.۲ درصد بیش از زیان انباشته اعلامشده است؛ بنابراین از نظر اندازه، منابعی کوچک و حاشیهای نیست و ظرفیت آن را دارد که بخشی از شکاف تاریخی ترازنامه را پوشش دهد.
با این حال، ارزش اسمی دارایی با قدرت واقعی آن برای ترمیم سرمایه یکی نیست و کیفیت، نقدشوندگی و زمان وصول، وزن نهایی این اقدام را تعیین میکند.
انتقالِ ۷۵ هزار میلیارد تومانِ مرحله نخست، معادل حدود ۶۵.۸ درصد بدهی ۱۱۴ هزار میلیارد تومانی است. ۴۵ هزار میلیارد تومان باقیمانده نیز معادل ۳۹.۵ درصد همان بدهی خواهد بود.
این دو نسبت نشان میدهند که بخش اصلی مسیر طی شده، اما مرحله پایانی از نظر اجرایی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ارزشگذاری و انتقال بخش باقیمانده میتواند تصویر نهایی میزان پوشش بدهی را روشن کند.
از پول پرهزینه به دارایی قابلکنترل
اضافهبرداشت ۱۱۴ هزار میلیارد تومانی، تنها یک تعهد مالی میان ایران زمین و بانک مرکزی نیست. چنین بدهیای نشان میدهد شکاف نقدینگی بانک برای مدتی طولانی با منابع اضطراری پوشش یافته و هزینه این پوشش به پایه پولی و سپس به کل اقتصاد منتقل شده است.
بنابراین، تسویه داراییمحور میتواند مسیر اصلاح را از خلق نقدینگی جدید به سمت شناسایی و فعالسازی ظرفیتهای موجود تغییر دهد.
اگر داراییها به فروش برسند یا در قیمت کارشناسی روز به مالکیت بانک مرکزی منتقل شوند، فشار بازپرداخت از شکل نقدینگی بیپشتوانه فاصله میگیرد.
این تغییر، به معنای حذف فوری آثار تورمی گذشته نیست، اما میتواند جلوی تکرار همان سازوکار را بگیرد. اهمیت این موضوع برای مشتری بانک نیز روشن است: بانکی که نیاز کمتری به منابع اضطراری داشته باشد، با ثبات بیشتری سپردهها، پرداختها و تعهدات خود را مدیریت میکند.
در این میان، کیفیت داراییها از خود رقم مهمتر است. املاک منجمد، مطالبات دشوارالوصول یا اوراق کممعامله، روی کاغذ ارزش بالایی دارند، اما برای ترمیم جریان نقدی قدرت محدودی ایجاد میکنند.
در مقابل، داراییهایی که مالکیت روشن، ارزش کارشناسی معتبر و امکان فروش قابلپیشبینی دارند، میتوانند فاصله میان ترازنامه حسابداری و توان مالی واقعی را کاهش دهند.
مشتری، اعتماد و معنای روانی اصلاح
مشتری به شکل معمول، ترازنامه را با زبان نسبتهای مالی نمیسنجد؛ بلکه ثبات خدمت، امکان برداشت، سرعت پرداخت و آینده سپرده خود را میبیند.
از این منظر، تعیین تکلیف اموال میتواند یک پیام روانی مثبت برای مشتری داشته باشد: بانک از مرحله پنهانکردن کسری و اتکا به منابع اضطراری، به مرحله شناسایی دارایی و پاسخگویی درباره کیفیت آن وارد شده است.
این تغییر ذهنی، برای بازسازی اعتماد اهمیت دارد. اعتماد بانکی زمانی تقویت میشود که مشتری احساس کند پشت تعهدات بانک، داراییهایی با مالکیت روشن و برنامهای قابلپیگیری وجود دارد.
وجه مثبت ماجرا آن است که بانک ایرانزمین هنوز ظرفیت بازسازی دارد. گستردگی زیان، پایان کار نیست؛ زیرا بخشی از داراییها شناسایی شده و فرآیند حقوقی برای بازگرداندن آنها به جریان افتاده است.
اگر این ظرفیت با اصلاح مدیریت، کنترل هزینه و بازتنظیم پرتفوی اعتباری همراه شود، بانک میتواند از وضعیت واکنشی فاصله بگیرد و به سمت مدیریت فعال ترازنامه حرکت کند.
ارسال نظرات
موضوعات روز