تیتر 20- افزایش سرمایه بانک توسعه تعاون به ۸.۹ همت، تنها بهعنوان یک تغییر مرسوم در ترازنامه قابل تفسیر نیست. برای این بانک که مأموریت اصلی آن، تأمین مالی بخش تعاون، تولیدکنندگان و بنگاههای کوچک و متوسط است، سرمایه در حکم ظرفیت موتور محرکهای است که تعیین میکند بانک چقدر قادر است در عرصه اقتصادی نقشآفرینی کند.
ثبت افزایش سرمایه ۲.۷ همتی، بهمعنای رشد حدود ۴۳ درصدی سرمایه بانک نسبت به رقم پیشین است؛ دستاوردی که از نگاه امیرهوشنگ عصارزاده، مدیرعامل بانک، گام اساسی برای تقویت توان مالی و اجرای جدیتر برنامه راهبردی محسوب میشود. اهمیت این اتفاق از آنجا نشأت میگیرد که میتواند به قدرت بیشتر برای اعتباردهی، پذیرش ریسک، حمایت از تولید و اجرای برنامههای توسعهای تبدیل شود.
سرمایه بیشتر ≠ پول بیشتر
سرمایه در نظام بانکی، نقش سپر مالی را دارد. بانک با سپردههای مردم و سایر منابع، تسهیلات پرداخت میکند و در مقابل، با ریسک نکول، نوسان ارزش داراییها و سایر ریسکهای عملیاتی و مالی مواجه است. سرمایه قویتر به بانک اجازه میدهد بخشی از این ریسکها را با اتکای بیشتری تحمل کند.
استانداردهای کمیته بازل 3 (Basel III) نیز دقیقاً بر همین منطق بنا شده و سرمایه بانک را در ارتباط با داراییهای موزونشده به ریسک میسنجند.
چارچوب بازل ۳ با تأکید بر کفایت سرمایه و سرمایه مبتنی بر ریسک، بانکها را ملزم میکند متناسب با ریسک داراییهای خود، سرمایه کافی در اختیار داشته باشند.
از این منظر، افزایش سرمایه بانک توسعه تعاون را باید بخشی از تقویت ظرفیت ترازنامه دانست که در نهایت میتواند فضای بیشتری برای توسعه فعالیت اعتباری ایجاد کند، البته اگر رشد داراییها همزمان با مدیریت کیفیت تسهیلات و ریسک اعتباری پیش برود.
توان تسهیلاتدهی در برابر اعطای تسهیلات بدون پشتوانه
یکی از نکات مهم در تحلیل افزایش سرمایه این است که رشد سرمایه را نباید معادل افزایش نامحدود تسهیلاتدهی دانست. سرمایه، سقف و ظرفیت مانور بانک را تقویت میکند، اما کیفیت تصمیمات اعتباری تعیین میکند این ظرفیت چگونه مصرف شود.
این موضوع برای بانک توسعه تعاون اهمیت بیشتری دارد. طبق آمارها، منابع بانک در پایان سال گذشته، با رشد حدود ۴۵ درصد به نزدیک ۱۵۴ همت رسیده و نسبت مصارف به منابع نیز حدود ۱۱۰ درصد بوده است. بنابراین بانک پیش از افزایش سرمایه نیز در حال استفاده جدی از ظرفیت اعتباری بوده است. در این وضعیت، تقویت سرمایه به بانک کمک میکند فشار میان رشد فعالیت اعتباری و الزامات احتیاطی را بهتر مدیریت کند.
مطالعات صندوق بینالمللی پول نیز نشان میدهد بانکهایی که ترازنامه قویتری دارند، در دورههای شوک مالی، توان بیشتری برای حفظ جریان اعتبارات دارند و سرمایه باکیفیتتر، آثار فشارهای مالی بر عرضه اعتبار را کاهش میدهد.
چرا افزایش سرمایه برای بانک توسعهای مهمتر است؟
تفاوت بنیادی بانک توسعهای با بانک تجاری معمولی این است که مأموریت آن، فقط کسب درآمد از فعالیت بانکی نیست، بلکه باید بخشی از منابع مالی را به حوزههایی برساند که ممکن است از نگاه صرفاً تجاری، ریسک یا بازده متفاوتی داشته باشند.
در این میان، حدود ۹۰ درصد تسهیلات بانک توسعه تعاون به مشتریان خُرد و بنگاههای کوچک و متوسط اختصاص دارد که هرچند در اشتغالزایی و توزیع منطقهای منابع تأثیرگذارند، اما معمولاً از نظر دسترسی به منابع مالی، در موقعیت بنگاههای بزرگ نیستند.
چنانچه بانک، ضمن افزایش تعامل با تعاونیها و توسعه تأمین مالی SMEها، بهدنبال گسترش ابزارهای نوین تأمین مالی باشد، همه این برنامهها، به پشتوانه مالی کافی نیاز دارند.
نقطه اتصال سرمایه و استراتژی
افزایش سرمایه بانک توسعه تعاون با برنامه راهبردی بانک در سال جاری، پیوند تنگاتنگ دارد. راهبرد اعلامشده، تقویت تعامل با بخش تعاون و افزایش نقش بانک در تأمین مالی تولید است. بنابراین افزایش سرمایه را میتوان حلقه اتصال برنامه و توان اجرا دانست.
بانک، از یکسو با افزایش منابع، رشد فعالیت اعتباری و تمرکز بر بنگاههای کوچک و متوسط مواجه است و از سوی دیگر، برنامههایی مانند تأمین مالی زنجیرهای، فکتورینگ، اوراق گام، برات الکترونیکی و توسعه سکوهای دیجیتال را دنبال میکند. هرچه این فعالیتها گستردهتر شود، نیاز به پایه سرمایهایِ متناسب، افزایش مییابد.
خروج بانک از زیان انباشته نیز در کنار افزایش سرمایه اهمیت دارد، زیرا ایفای نقش توسعهای بدون برخورداری از ساختار مالی سالم، پایدار نخواهد بود. در واقع، بانک باید میان سودآوری، سلامت مالی و حمایت از تولید، توازن برقرار کند.
از سرمایه بیشتر تا تأثیر واقعیتر
تأثیر واقعی افزایش سرمایه، زمانی قابل سنجش است که بتوان ردپای آن را در اقتصاد مشاهده کرد. تعداد و کیفیت تسهیلات، تأمین سرمایه در گردش بنگاهها، ایجاد و تثبیت اشتغال، افزایش سهم تعاونیها از منابع و دسترسی بهتر مناطق کمتر برخوردار به اعتبار، برخی از این مؤلفهها هستند.
این نکته درباره بانک توسعه تعاون، مهمتر است، زیرا کمتر از ۱۰ درصد شعب آن در تهران متمرکز است. حتی در برخی مناطق کمبرخوردار، نسبت مصارف به منابع به ۱۹۰ تا ۲۰۰ درصد رسیده است. بنابراین افزایش سرمایه برای بانکی با این مأموریت جغرافیایی، ورای توسعه ترازنامه، ابزار حفظ و تقویت جریان اعتبار به مناطقی است که معمولاً دسترسی محدودتری به منابع مالی دارند.
تبدیل ظرفیت به عملکرد
اکنون مهمترین پرسش درباره افزایش سرمایه ۸.۹ همتی، میزان افزایش آن نیست، بلکه سؤال اساسیتر این است که ظرفیت جدید چگونه به عملکرد تبدیل خواهد شد؟
اگر سرمایه جدید، صرفاً ترازنامه را بزرگتر کند، اثر آن محدود میماند، اما اگر پشتوانه توسعه اعتبار هدفمند، کاهش ریسک، افزایش کیفیت پرتفوی تسهیلات، توسعه ابزارهای تأمین مالی و گسترش ارتباط با تعاونیها و SMEها باشد، به تغییرات ساختاری میانجامد.
سرمایه برای بانک، مانند سوخت است و استراتژی مقصد را تعیین میکند. چنانچه افزایش سرمایه در سال جاری، با انضباط اعتباری و مدیریت ریسک همراه شود، به اهرم سازندهای برای اجرای برنامه راهبردی و تأمین مالی مؤثرتر تولید و بخش تعاون تبدیل میشود.
ارسال نظرات
موضوعات روز