تیتر 20- مرز «نئوبانک» و «فینتک» در بازار خدمات مالی، یک خط صاف و مشخص نیست. فینتک را میتوان چتری دانست که پرداخت، اعتباردهی، مدیریت ثروت، بیمه، سرمایهگذاری و زیرساختهای مالی را دربرمیگیرد، اما نئوبانک مدلی است که میکوشد رابطه کاربر با خدمات بانکی را از نو طراحی کند. بنابراین فینتک میتواند بخشی از خدمات بانکی را ارائه دهد و نئوبانک نیز بخشی از خدمات فینتکی را وارد سبد خود کند.
مرز را مجوز تعیین میکند
از منظر عملکردی، نئوبانک، رابطه بانکی مشتری را مدیریت میکند؛ یعنی حساب، سپرده، کارت، اعتبار و مجموعه خدمات بانکی را در اختیار او میگذارد. در مقابل، فینتک ممکن است فقط یک حلقه از این زنجیره باشد. برای مثال پرداخت را ساده کند، اعتبارسنجی انجام دهد یا خدمات سرمایهگذاری ارائه کند.
کمیته بال در گزارش «دیجیتالیشدن مالی» (2024) نئوبانکها را عمدتاً بازیگرانی میداند که برای رقابت با بانکها و ارائه طیف گستردهتری از خدمات بانکی شکل گرفتهاند، در حالی که فینتکها غالباً در یک محصول یا بخش مشخصی از زنجیره ارزش مالی تخصص دارند. البته در برخی کشورها، نئوبانک، مجوز بانکی مستقل ندارد و با یک بانک همکاری میکند. بنابراین در بازارهای پیشرفته نیز مرز حقوقی و عملیاتی کاملاً یکسان نیست.
پس اگر یک پلتفرم فقط پرداخت، اعتبار خرید یا مدیریت سرمایه ارائه کند، لزوماً نئوبانک نیست، اما وقتی حساب بانکی و رابطه مستمر مشتری با خدمات مالی به هسته فعالیت آن تبدیل شود، به قلمرو نئوبانک نزدیک شده است. مرز واقعی در مجوز، مالکیت رابطه با مشتری و جایگاه بازیگر در زنجیره ارزش مالی نهفته است.
مسئله ایران؛ نئوبانک یا شعبه دیجیتال؟
اینجاست که تعریف جهانی با واقعیت ایران فاصله میگیرد. گزارش «فینتک ایران ۱۴۰۴» یا TechRasa نشان میدهد دستورالعمل نحوه فعالیت نئوبانکها در آذرماه ۱۴۰۲، فعالیت مستقل آنها را ممنوع کرده و این بازیگران را به بانکهای مجوزدار گره زده است. از این رو، آنچه در ایران به نام نئوبانک شناخته میشود، عمدتاً در قالب «بتابانک» یا بازوی دیجیتال بانک مادر فعالیت میکند.
این تفاوت، فقط واژگانی نیست. کاربر ممکن است اپلیکیشنی مستقل را دانلود کند، کارت بگیرد و اعتبار دریافت کند، اما پشت این تجربه، مجوز، منابع و بیشتر زیرساخت متعلق به بانک مادر باشد. «بلو» با پشتوانه بانک سامان و «ویپاد» با پشتوانه بانک پاسارگاد نمونههای شناختهشده این الگو هستند و «بانکینو»، نئوبانکِ بانک خاورمیانه نیز از نمونههای نخستین آن در ایران است.
همچنین گزارش TechRasa (1404) نشان میدهد حجم تسهیلات بتابانکها با حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ همت، از مانده حساب آنها که حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده، بیشتر است، زیرا بخشی از منابع تسهیلاتی از بانک مادر تأمین میشود.
ورود فینتک به زمین بازی نئوبانک
در حالی که فینتکها میتوانند از یک خدمت تخصصی شروع کنند و با افزودن حساب، کارت، اعتبار و سایر خدمات مالی، بهتدریج به مدل نئوبانک نزدیک شوند، اما نئوبانکها برای تکمیل سبد خدمات، به فینتکها نیاز دارند. نمونه آن خدمات سرمایهگذاری، بیمه، خرید طلا یا اعتبار خرید است.
در ایران، نمونههایی مانند «دیجیپی» در پرداخت و اعتبار خرید نشان میدهند یک فینتک قادر است در بخشی از رابطه مالی مشتری سهم پررنگی داشته باشد، بدون اینکه لزوماً بانک باشد. در نقطه مقابل، نئوبانک میتواند مالک تجربه مشتری باشد و برخی خدمات تخصصی را از فینتکها دریافت کند.
طبق گزارش بانک تسویه بینالمللی (BIS) در 2024، شرکت فناوری میتواند رابطه مستقیم با مشتری داشته باشد، در حالی که بانک، زیرساخت و دسترسی به نظام پرداخت را فراهم میکند، لذا باید دید هر بازیگر، کدام قسمت زنجیره را در اختیار دارد.
تجربه جهانی: محو شدن مرزها
در بازارهای جهانی، این درهمتنیدگی بیشتر شده است. برای مثال، Revolut، یک فینتک بریتانیایی از یک سرویس انتقال پول و تبدیل ارز به مجموعه خدمات بانکی، سرمایهگذاری، بیمه و خدمات کسبوکار رسیده و Nubank ، یک نئوبانک شکلگرفته از دل شرکت فینتکی در برزیل، خودش را بزرگترین بانک دیجیتال آمریکای لاتین معرفی میکند.
دادههای Simon-Kucher در سال ۲۰۲۶ نیز نشان میدهد نئوبانکها حدود ۳۹ درصد روابط بانکی جدید جهان و ۱۹ درصد کل حسابها را در اختیار دارند، اما فقط حدود ۵ درصد درآمد بانکداری خرد جهانی نصیب آنها میشود. این فاصله نشان میدهد صرفاً جذب مشتری دیگر کافی نیست و رقابت اصلی بر سر عمق رابطه مالی با مشتری و درآمد حاصل از این رابطه است. از سوی دیگر، مکنزی (McKinsey) در سال ۲۰۲۶، درآمد صنعت فینتک جهان در ۲۰۲۵ را حدود ۶۵۰ میلیارد دلار برآورد کرده است.
ایران؛ بازار پرکاربر اما کمعمق
در ایران، تعداد کاربران رشد کرده اما عمق رابطه مالی هنوز محدود است. طبق گزارش TechRasa در سال ۱۴۰۴، کاربران یکتای بتابانکها و نئوبانکها تا پایان ۱۴۰۳، به حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون نفر رسیدهاند. بااینحال، میانگین مانده حساب کمتر از ۵ میلیون تومان به ازای هر کاربر بوده؛ یعنی کاربر ممکن است برای افتتاح حساب، دریافت وام یا یک خدمت مشخص سراغ نئوبانک برود، اما هنوز بانک اصلی خود را تغییر نداده باشد.
گزارش فینتک ایران 1404 نیز بازار را از نظر تعداد بازیگران، نزدیک به اشباع و از نظر عمق استفاده، همچنان در مسیر رشد ارزیابی میکند. بنابراین چالش بعدی این بازار، تبدیل این جامعه بزرگ کاربری به رابطهای عمیقتر و پایدارتر با خدمات مالی است.
چالش بزرگ: مالک مشتری کیست؟
وقتی فینتک اعتبارسنجی میکند، پلتفرم پرداخت، تراکنش را انجام میدهد و نئوبانک، تجربه مشتری را در اختیار دارد، پرسش اصلی این است: داده و رابطه مشتری نزد چهکسی باقی میماند؟
گزارش BIS هشدار میدهد ورود شرکتهای فناوری به زنجیره بانکداری، موضوعاتی مانند تابآوری عملیاتی، حمایت از حقوق مصرفکننده، مبارزه با پولشویی و ثبات مالی را پیچیدهتر میکند. هرچه زنجیره خدمات، بین بازیگران بیشتری تقسیم شود، مسئولیت نیز پراکندهتر میشود.
در ایران، این چالش با وابستگی نئوبانکها به بانک مادر تشدید میشود. گزارش فینتک ایران ۱۴۰۴، محدودیت تنظیمگری، ضعف اعتبارسنجی، کمبود نیروی متخصص و ریسکگریزی بانکها را از عوامل محدودکننده بازار برمیشمرد. در نتیجه، فینتک برای توسعه خدمات به بانک نیاز دارد و نئوبانک برای فعالیت بانکی به مجوز و زیرساخت.
آینده نئوبانک و فینتک در ایران
آینده بازار ایران احتمالاً در پیروزی نئوبانک بر فینتک خلاصه نمیشود و به شکلگیری معماری تازهای از خدمات مالی وابسته است. کاربر اهمیتی نمیدهد پشت خدمت بانک ایستاده یا فینتک، بلکه سرعت، اعتماد، قیمت، یکپارچگی و دسترسی برای او از همهچیز مهمتر است.
در این بازار، چالشهای اصلی را میتوان در مواردی همچون مرز مجوز و فعالیت، مالکیت داده و مشتری، وابستگی به زیرساخت بانک، تقسیم درآمد، مسئولیت نظارتی، عمق رابطه مالی و رقابت بر سر تجربه کاربر دانست.
بنابراین مرز آینده بین نئوبانک و فینتک نیست، بلکه میان مالکان زیرساخت، محصول و رابطه با مشتری شکل میگیرد. هر بازیگری که این سه لایه را بهتر متصل کند، سهم بیشتری از رابطه مالی با مشتری خواهد گرفت.
ارسال نظرات
موضوعات روز