دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ - ۰۳:۱۱
کد خبر: ۳۷۴۱۰
تاریخ انتشار: ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۰
تیتر20 بررسی می کند؛
علت موفقیت شخصیت های کارتونی جهانی نه به این دلیل است که این شخصیت ها آن چنان ویژگی منحصر به فردی دارند. بلکه دلیل اصلی موفقیت آن ها فعالیت ها و به روز رسانی های مستمر سازندگان آن هاست.
چرا از چهره های ایرانی منقوش بر نوشت افزار استقبال نمی شود!/ روزهای کوتاه دارا و سارا
تیتر20 - اخیرا رییس اتحادیه لوازم تحریر و نوشت افزار گفته است که ایرانی ها مثل سال های گذشته استقبال چندانی از چهره ها و نمادهای ایرانی منقوش بر نوشت افزار نمی کنند و همین مساله باعث شده تعدادی از تولید کنندگانی که با تمرکز بر شخصیت های ایرانی اعم از دارا و سارا یا شخصیت های مجموعه شکرستان به تولید محصول می پرداختند ورشکست شوند.

این در حالی است که حداقل دو شخصیت دارا و سارا در چندین سال گذشته توانسته بودند، برای اولین بار به قدری فراگیر شوند که به عنوان یک عنصر ایرانی در عرصه فرهنگ عمومی در برابر شخصیت های قدیمی و جهان شمولی همچون باربی و دیگران قد علم کنند.

اما حقیقت مساله بروز و افول زودگذر نهاده های فرهنگی و حتی موفقیت های ملی در عرصه هایی چون ورزش، هنر و امثال آن چیست؟

آیا باید به این گفته موسی فرزانیان، رییس اتحادیه نوشت لوازم تحریر، بسنده کرد که به خاطر عملکرد عده ای سودجو در سفارش و واردات محصولات بی کیفیت چینی با برند سارا و دارا افول این دو عروسک محبوب در بین کودکان ایرانی رقم خورده است؟

دلیل از بین رفتن استقبال از شخصیت های موفق مجموعه شکرستان در چیست؟ آیا این ها هم علی رغم حمایت های صورت گرفته و جلوگیری از واردات محصولات فرهنگی با برندها و شخصیت های خارجی، به خاطر ارائه محصولات بی کیفیت چینی از رونق افتاده اند.

به نظر می رسد موج استقبال مقطعی و در نهایت فروکش کردن محبوبیت این شخصیت های محبوب را باید در عوامل دیگری هم جست و جو کرد. مساله ای که باید با عباراتی چون «ریشه دار بودن»، «فراگیری» و «استمرار» توضیح دهیم.

در حقیقت جای خالی این سه ویژگی را باید در تمام نهاده های عمومی که در ساختار اجتماعی متولد شده و به حیات خود ادامه می دهند دنبال کرد. 

مساله این است که هویت های فرهنگی به بخشنامه و کمک دولتی و اجبار و الزام شکل نمی گیرند و اگر هم شکل بگیرند استمرار نخواهند یافت. 

نگاهی به نمونه های خارجی شخصیت های محبوب کودکان در سراسر دنیا نشان می دهد که این المان های فرهنگی به وسیله حوزه های غیر دولتی و حتی بعضا در شرایطی کاملا اتفاقی شکل گرفته و حیات جاویدان یافته اند.

همین چند سال پیش بود که مردم سراسر جهان از جمله در کشور ما 90 سالگی شخصیت کارتونی «میکی ماوس» را  جشن گرفتند. شخصیتی که نزدیک به یک قرن پیش توسط والت دیزنی خلق شد و برای سالیان متمادی با صدای همین شخص بامردم سخن گفت و به تدریج آنقدر بزرگ شد که تمام جهان را تسخیر کرد. 

شخصیت رقیب دارا و سارا به نام «باربی» هم حدود 70 سال قبل خیلی ساده و اتفاقی برگرفته از یک منبع الهام آلمانی خلق شد و همان راهی را رفت که میکی ماوس رفته بود. همین فرمول را می توان درباره صدها و بلکه هزاران شخصیت محبوب کودکان در سراسر دنیا به کار برد که برای خلق شان هیچ دستور و بخش نامه  و برنامه ریزی از سوی هیچ دولتی وجود نداشته است. 

کافی است بدانیم که این ریشه دار نبودن را می توان به بسیاری از حوزه های دیگر تسری داد؛ باشگاه های ورزشی، موسسات رسانه ای و بسیاری دیگر که هیچ کدام در ایران عمرشان به اندازه «میکی موس» هم نیست.  

اگر در خصوص «ریشه دار بودن» و «فراگیری» به همن مقدار بسنده کنیم مساله مهم بعدی «استمرار» است.
متاسفانه در خصوص شخصیت های موفق ایرانی عنصر استمرار تقریبا وجود نداشت. به این معنا که مردم و کودکان بایستی به اشکال مختلف و در جاهای مختلف حضور زنده این شخصیت ها را شاهد باشند. اعم از فیلم ها، سریال ها، داستان های کودکان، کتابها و قصه ها و صدها مورد دیگر. 

این اتفاقی است که درباره رقبای قدرتمند دارا و سارا رخ داده است و شخصت های کارتونی به قدری در حیات اجتماعی مردم رسوخ دارند که گویا بخشی از این جامعه و عنصری زنده هستند. 

همین چند سال پیش بود که برای میکی موس ستاره ای در پیاده رو مشاهیر هالیوود اختصاص دادند. طوی که انگار او هم یک شخصیت زنده هنری است و می تواند حیات اجتماعی داشته باشد. 

افول شخصت های محبوب مجموعه شکرستان هم که شروع موفقی را داشتند و به تدریج از محبوبیت شان کاسته شد، احتمالا به همین مساله باز می گردد. مساله ای که می توان با عبارت «حضور حداکثری» یاد کرد. اگر شخصیت های فرهنگی، هنری، کارتونی و ورزشی، استمرار و حضور حداکثری در حیات اجتماعی مخاطبین نداشته باشند خیلی زود به ورطه فراموشی سپرده خواهند شد. 

در بعد عناصر کارتونی و کودکانه و در مثال باربی، شاهدیم که این شخصیت بسته به نوسانات و تحولات اجتماعی مدام در حال به روز رسانی است و هیچ وقت از قافله رخ دادهای اجتماعی عقب نمانده است. وقتی آمریکا درگیر جنگ با عراق است، او لباس سربازان را به تن می کند. وقتی واقعه 11 سپتامبر رخ می دهد خانواده باربی هم لباس آتش نشان ها در بر می کنند و ...

آیا در خصوص دارا و سارا و شخصیت های محبوب دیگر هم یک تیم زبده مدام در حال به روز رسانی عناصر دخیل در زندگی این شخصیت ها بوده اند؟ یا تصور بر این بوده است که پوشانیدن لباس برخی از اقوام ایرانی به تن این شخصیت ها، برای همیشه حضور زنده آن ها را در بطن جامعه تضمین خواهد کرد؟

بدیهی است که مساله تولید محصولات بی کیفیت درباره تمام چهره های کارتونی و محبوب کودکان در سراسر دنیا مصداق دارد و کشور چین به عنوان سرزمین مولد محصولات بی ارزش و نامرغوب هیچ برند و عنصری را در هیچ جای دنیا بی نصیب نگذاشته است.

نوع نگاه ما به تولیدات فرهنگی مان در حوزه کودک و نوجوان که دارا و سارا و شخصیت های مجموعه شکرستان بخشی از آن است، به این شکل است که گویا این چهره ها خلق شده اند که فقط روی ملزومات آموزشی کودکان منتشر شوند و عاملی برای فروش بیشتر باشند. بدیهی است که با چنین نگاهی به زودی رنگ به رخساره این شخصیت ها نمانده و جذابیت هایشان در اثر تکرار از بین خواهد رفت.

البته محدودیت واردات اقلام فانتزی و لوکس و عدم حضور لوازم التحریر با نمادهای غربی در بازار کشور عملکردی است که می تواند موثر باشد، اما اگر در کنار آن به ایجاد جذابیت های مستمر و به روز نگه داشتن با عناصر پویای بومی توجهی نشود، راه به جایی نخواهیم برد. 

البته این عملکردی است که صرفا به وسیله نهادهای دولتی و سازمان های فرهنگی میسر نخواهد بود. همچنان که در بیشتر کشورهای غربی عمده ترین تولیدات موثر فرهنگی به وسیله افراد خلاق حقیقی و بخش خصوصی صورت گرفته است، در کشور ما هم فرهنگ سازی اصلی و ریشه ای صرفا از مجرای خلاقیت های عمومی جامعه میسر خواهد شد و نه روش های بخشنامه ای و دستوری. 

در نهایت باید نکته دیگری را هم به این بحث اضافه کرد که علاوه بر خصلت هایی که بر شمردیم، از ضروریات است و آن هم مساله «تکثر» است. 

ارائه یکی – دو کاراکتر موفق و تلاش برای گذاشتن تمام بار فرهنگی جامعه در حوزه کودکان بر دوش آن ها قطعا موفقیت آمیز نخواهد بود. 

در واقع بعد از ارائه دو شخصیت محبوب دارا و سارا دیگر گویا وظیفه فرهنگ سازی تمام دست اندرکاران به پایان رسید و حتی یک شخصیت موفق دیگر بعد از آن ها معرفی نشد. 

آن چه در باره مساله «استمرار» و پویایی و تداوم گفتیم در سخن رییس اتحادیه لوازم تحریر به خوبی بازتاب داشته است. وی در باره افول محبوبیت شخصیت های مجموعه «شکرستان» می گوید: « 3-4 سال پیش، شخصیت‌های شکرستان عرضه شدند و در اوایل کار، این شخصیت‌ها آنقدر برای کودکان جذاب بودند که بسیاری از تولیدکنندگان به سمت تولید محصولاتی با استفاده از این نمادها رفتند ولی با توجه به اینکه این برند در اختیار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود، تولیدکنندگان حاضر شدند علی‌رغم هزینه‌های زیادی که باید بابت حق کپی رایت این کاراکترها به کانون پرورش فکری بدهند، به دلیل ادامه‌دار نبودن تبلیغات این برند توسط کانون و رسانه‌ها، این استقبال مردمی فروکش کرد و تولیدکنندگان بسیاری ورشکست شدند.»

درواقع تصور متولیان و صاحبان این برند ها چنین بوده است که گویا این برند ها همان گاو شیردهی هستند که بدون این که دیگر لازم باشد فعالیتی برایشان صورت گیرد، برای همیشه می توانند زنده بمانند و به انجام وظایف فرهنگی و اقتصادی شان مشغول باشند.

این همان روشی است که با ماهیت پویای عناصر فرهنگی و به روز رسانی مداوم المان های قدیمی در تضاد است. 

در واقع به خاطر درک همین الزام به روز ماندن است که والت دیزنی به مناسبت 90 سالگی عروسکی به نام «میکی ماوس» نمایشگاهی در منهتن دایر می کند که برای مدت ها محل رفت و آمد علاقه مندان می شود. 

علت موفقیت شخصیت های کارتونی جهانی نه به این دلیل است که این شخصیت ها آن چنان ویژگی منحصر به فردی دارند. بلکه دلیل اصلی موفقیت آن ها فعالیت ها و به روز رسانی های مستمر سازندگان آن هاست. 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: