تیتر 20- صورتهای مالی در کارنامه ۱۰ماهه نخست 1404 فولاد هرمزگان، روایتکننده ماههای پرفشار است، اما اگر عملکرد آن را صرفاً در آمار و ارقام خلاصه کنیم، بخشی از واقعیت را نادیده گرفتهایم. این شرکت، از فروردین تا پایان دیماه امسال، از دل محدودیت انرژی، نوسان بازار و تنگنای لجستیک، مسیر صعودی نسبتاً منسجمی ساخته است. دستاورد این بازه زمانی، فقط افزایش فروش نیست، بلکه باید آن را نشانهای از بلوغ مدل کسبوکار دانست تا تصویر شفافتری از آن حاصل شود.
رشد فروش، کیفیت مهمتر از کمیت
مجموع فروش فولاد هرمزگان با نماد «هرمز»، طی 10ماهه امسال، حدود 42 همت بوده؛ رقمی که در مقایسه با حدود 28 همت در مدت مشابه سال قبل، رشد تقریبی ۵۰ درصدی را نشان میدهد.
در این راستا، هرچند تولید کل محصولات، حدود ۱۶.۶ درصد رشد داشته، اما افزایش فروش ۵۰ درصدی بدین معناست که شرکت، فقط «بیشتر تولید نکرده»، بلکه «هوشمندانهتر فروخته» است. در واقع، این فاصله، بهمعنای بهبود ترکیب فروش، افزایش سهم محصولات با ارزش بالاتر و مدیریت بهتر بازار است. همچنین اهمیت این رشد فقط در میزان درصد نیست، بلکه آنچه این افزایش را معنادار میکند، تداوم و توزیع زمانی فروش است.
در این رابطه، مقایسه آمارها با دوره مشابه سال قبل نشان میدهد فولاد هرمزگان از فاز حفظ تولید بهسمت فاز تبدیل تولید به ارزش اقتصادی، وارد شده است.
دادههای ماهانه نیز حاکی است بهجز تیرماه که تقریباً همسطح سال قبل بوده، در همه ماهها، فروش امسال، بالاتر از سال گذشته ثبت شده و در شهریورماه و دیماه، جهشها کاملاً معنادار بودهاند که معمولاً نشانه بهبود ساختاری است. ثبت فروش 6300 هزار میلیارد تومان در دیماه ۱۴۰۴، بالاترین عدد ماهانه سال بوده است.
تمرکز بر اسلب، انتخاب استراتژیک
فولاد هرمزگان، هم در بخش احیای مستقیم و هم در فولادسازی، از ظرفیتهایش بهطور مؤثر استفاده کرده است. در این رابطه، افزایش ۲۹ درصدی تولید اسلب در ۱۰ ماهه نخست امسال و همزمان رشد قابلتوجه فروش آن در مقایسه با سال قبل، نشانه بهبود پایداری خطوط تولید است. در اینجا رشد درآمد، شکننده نیست، زیرا پشتوانه آن تولید واقعی است.
البته در یک نگاه سطحی، تمرکز فروش دیماه امسال بر اسلب فولادی، ممکن است تکمحصولی تعبیر شود، اما واقعیت این است که این تمرکز، انتخابی آگاهانه و استراتژیک است. اسلب برای «هرمز»، هسته اصلی مزیت رقابتی شرکت است که هم در بازار داخلی، مصرف صنعتی با ارزش افزوده بالا دارد و هم در بازارهای صادراتی، خصوصاً در زمان محدودیت تنوع محصول، نقدشوندگی مناسبی ایجاد میکند.
این امر باعث شده شرکت، استانداردهای فنی، کیفیت و مشخصات محصول را منطبق با نیاز مشتریان هدف تنظیم کند و در عین حال، در افزایش سهم صادرات و تداوم تقاضا نقش کلیدی داشته باشد. به تعبیر دیگر، شرکت فولاد هرمزگان عمق بازار را جایگزین پراکندگی در توزیع کرده است.
صادرات، ستون درآمد و ابزار مدیریت ریسک
مقایسه درآمد صادراتی (حدود ۱۵ همت) با سال قبل (حدود ۹.۳ همت)، بیانگر رشد بالای ۶۰ درصدی است. البته این رشد، فقط حاصل افزایش نرخ جهانی نیست، بلکه تثبیت بازارهای هدف و ارتقای برند صادراتی شرکت، سهم ویژهای در آن دارد.
تقسیم متوازن فروش دیماه بین بازار داخلی و صادراتی (حدود ۴۵ درصد فروش صادراتی)، تصویر روشنی از استراتژی شرکت ارائه میدهد. صادرات برای فولاد هرمزگان، ابزار مدیریت ریسک بازار است. وقتی بخشی از تقاضای داخلی دچار نوسان میشود یا هزینه حمل، مزیت رقابتی را کاهش میدهد، صادرات، جریان درآمد را پایدار نگه میدارد.
رشد قابل توجه درآمد صادراتی نشان میدهد شرکت، صرفاً از افزایش نرخ ارز منتفع نشده، بلکه با شناخت بازارهای هدف، انتخاب مقاصد اقتصادی و تثبیت جایگاهش بهعنوان تأمینکننده قابلاتکا، سهم خود را افزایش داده است. این موضوع، بهویژه در مقایسه با برخی فولادسازان که صادراتشان، مقطعی و واکنشی است، مزیت ساختاری محسوب میشود.
تأثیر بومیسازی پنهان بر سودآوری
صرفهجویی ۴.۵ میلیون دلاری با بومیسازی ۱۳۸ قلم تجهیز، شاید مستقیماً در صورت سود و زیان دیده نشود، اما تأثیر آن در کاهش بهای تمامشده و افزایش حاشیه سود تدریجی، کاملاً واقعی است. در شرایط محدودیت ارزی و تحریم، این دستاورد برای فولاد هرمزگان، یک مزیت رقابتی به شمار میرود.
این صرفهجویی ناشی از داخلیسازی قطعات و تجهیزات، منجر به کاهش وابستگی، افزایش دسترسپذیری قطعات و کاهشِ ریسکِ توقفِ تولید شده است. البته تأثیر واقعی بومیسازی در صورتهای مالی آینده، که هزینههای نگهداری، تعمیرات و تأمین تجهیزات، قابل پیشبینی و کنترلپذیر خواهد بود، بیشتر نمایان میشود.
چرا فولاد هرمزگان، متفاوت دیده میشود؟
اگر عملکرد «هرمز» را در کنار سایر تولیدکنندگان اسلب قرار دهیم، تفاوت اصلی آن در انسجام زنجیره تصمیمگیری توسط این شرکت، بهتر مشخص میشود. بسیاری از فولادسازان که در عرصه تولید قوی هستند، در فروش دچار چالش میشوند یا اگر صادرات دارند، پایداری تولید ندارند، اما هنرمندی فولاد هرمزگان در این است که این دو را همزمان پیش برده است.
رشد توأمان تولید، فروش داخلی و صادراتی، بدون فشار غیرعادی بر هزینهها، بیانگر بلوغ عملیاتی شرکت است و معمولاً پیشنیاز ورود به دورههای سودآوری پایدار در سالهای بعد محسوب میشود.
کارنامه پربار، با تصمیمگیری در شرایط دشوار
دستاوردهای فولاد هرمزگان در بازه زمانی فروردینماه تا دیماه، نشان میدهد این شرکت، در شرایط پیچیده صنعت فولاد ایران، ضمن اتخاذ تصمیمات درست، توانمندی اجرا را نیز داراست. اگرچه رشد ۵۰ درصدی فروش، افزایش تولید، تقویت صادرات و دستاوردهای ناشی از بومیسازی، هرکدام بهتنهایی مهم محسوب میشوند، اما ارزش واقعی آنها در «همزمانی و همافزایی» آنهاست.
با تداوم این روند در ماههای پایانی، فولاد هرمزگان، نهتنها امسال را با کارنامهای قابل دفاع به پایان میبرد، بلکه میتوان انتظار داشت تأثیر این عملکرد در کیفیت سود و پایداری جریان نقدی شرکت نیز احساس شود.
ارسال نظرات
موضوعات روز