تیتر 20- جادهها گاهی آینه نسبت صنعت با جامعهاند. احداث کمربندی گلگهر به بندرعباس نیز از همین جنس پروژههاست. هرچند این طرح، بهظاهر مداخله زیرساختی در شبکه حملونقل است، اما در باطن، رویکرد نوآورانه از یک قطب معدنی است که اقتصاد ملی، زندگی شهری و ایمنی جادهای جنوبشرق را در بر میگیرد.
منطقه معدنی گلگهر در سیرجان، یکی از گرههای اصلی زنجیره فولاد است که با اشتغال بیش از ۴۰ هزار نفر، به پیشران صنعتی کشور بدل شده و بخش مهمی از صادرات مواد معدنی و محصولات فولادی را تغذیه میکند. این حجم تولید، به یک شریان حملونقل کارآمد برای اتصال به آبهای آزاد، یعنی بندرعباس نیاز دارد.
فاصله 310 کیلومتری سیرجان تا بندرعباس، امروز مسیر کامیونهای حامل سنگآهن، کنسانتره و محصولات فولادی است، اما علاوه بر طول مسیر، کیفیت و طراحی آن نیز اهمیت دارد.
چرا گلگهر به سراغ کمربندی رفت؟
وقتی یک منطقه معدنی در مقیاس گلگهر توسعه مییابد، فشار بر زیرساختهای پیرامونی نیز افزایش پیدا میکند. تردد روزانه صدها کامیون سنگین، هم هزینه نگهداشت جادهها را بالا میبرد و هم مخاطرات ایمنی را تشدید میکند. استفاده از مسیرهای اصلی برای عبور کامیونهای صادراتی، مواردی مانند فرسایش آسفالت، افزایش بار ترافیکی و ناایمنی را در پی دارد.
در این وضعیت، احداث کمربندی، نهتنها انتخاب لوکس نیست، بلکه ضرورت اقتصادی است. اختصاص 1000 میلیارد تومان اعتبار از محل حقوق دولتی توسط ایمیدرو برای این پروژه نشان میدهد این موضوع، تنها دغدغه شرکت نیست و از منظر سیاستگذاری معدنی هم حائز اهمیت است.
نقشآفرینی گلگهر به این دلیل است که هزینه لجستیک در زنجیره فولاد، مستقیماً بر رقابتپذیری صادرات اثر میگذارد. اکنون که حاشیه سود در بازار، تحت فشار قیمتهای جهانی است، حتی کاهش چند درصدی هزینه حمل، ممکن است تفاوت میان حفظ یا از دست دادن یک بازار صادراتی باشد.
مصرف سوخت و بهرهوری انرژی
در شرایطی که مصرف سوخت در ناوگان حملونقل جادهای ایران بالاست و یارانه انرژی، بار مالی سنگینی بر بودجه عمومی تحمیل میکند، هر کیلومتر کاهش مسیر یا هر ساعت کاهش توقف در ترافیک اهمیت دارد. کوتاهتر شدن مسیر حمل بار و کاهش توقفهای ناشی از ترافیک شهری، بهمعنای مصرف سوخت کمتر برای هر سفر است.
آمارها نشان میدهد مصرف گازوئیل در حملونقل جادهای، برای کامیون ۱۸ چرخ با ۱۵ تن بار، ۰.۵ لیتر و در مجموع، ۹.۵ برابر حملونقل ریلی است. از اینرو، کاهش حتی ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر در هر سفر، در مقیاس سالانه، به صرفهجویی قابلتوجهی در مصرف گازوئیل میانجامد. این صرفهجویی، علاوه بر هزینه پایینتر شرکت، به کاهش انتشار آلایندهها و دیاکسیدکربن نیز کمک میکند؛ موضوعی که در معادلات تجارت جهانی فولاد و ملاحظات زیستمحیطی، روزبهروز پررنگتر میشود.
مزیت رقابتی در صادرات
بندرعباس، بهعنوان دروازه اصلی صادرات مواد معدنی و فولادی ایران، نقطه اتصال گلگهر به بازارهای جهانی است. در زنجیره تأمین صادرات، زمان تحویل و قابلیت پیشبینی حمل، اهمیت بالایی دارد. تأخیرهای ناشی از ترافیک یا تصادف در مسیر، برنامه بارگیری کشتیها را مختل و هزینه دموراژ (جریمه تأخیر بارگیری کشتی) ایجاد میکند.
لجستیک کارآمد، در رقابت با تولیدکنندگان منطقهای، یک برگ برنده است. لذا اگر کمربندی جدید، با استاندارد مناسب، طراحی و اجرا شود، قابلیت پیشبینی زمان حمل را افزایش میدهد که برای مشتریان خارجی، نشانه حرفهای بودن زنجیره تأمین است.
کمربندی؛ جان و نان در یک مسیر
بُعد اجتماعی پروژه، نیز همانند بعد اقتصادی آن مهم است. طبق اعلام جانشین پلیس راهور فراجا، در 9ماهه امسال، بیش از ۱۵ هزار و ۵۰۰ نفر در تصادفات جادهای جان باختهاند. این عدد، ورای داده آماری، برابر با نابودی سالانه یک شهر کوچک و حتی فراتر از تلفات بسیاری از جنگهاست.
طبق برآوردهای کارشناسی، خسارت ناشی از هر تصادف فوتی، حدود 30 میلیارد تومان و تصادف جرحی ۲۰ تا ۲۵ میلیارد تومان است. برخی آمارها نیز از خسارت سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار، معادل 1000 تا ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان، یعنی حدود یکپنجم بودجه عمومی سال 1404 حکایت دارند. در این میان، محورهای جنوبشرق کشور، از جمله مسیرهای ارتباطی استانهای کرمان و هرمزگان، سهم قابلتوجهی در ترددهای باری کشور دارند.
کامیونهای سنگین در جادههای دوطرفه و کمعرض، با افزایش سبقتهای پرخطر، فرسودگی ناوگان و خستگی رانندگان، ریسک تصادفات مرگبار را بالا میبرند. هدایت ترافیک به کمربندی استاندارد و کوتاهتر، ضمن کاهش بار ترافیکی مسیر فعلی، از تداخل خودروهای سبک و سنگین تا حد زیادی جلوگیری میکند. حتی کاهش چنددرصدی تلفات در این کریدور، ارزشی فراتر از هزینه ساخت دارد، زیرا این موضوع از منظر اقتصاد رفاه، بهمعنای کاهش هزینههای درمان و بیمه و نیز حفظ سرمایه انسانی است.
زیرساخت شهری، از فرسایش تا تنفس دوباره
عبور مداوم کامیونهای چنددهتنی از محدودههای شهری و پیرامونی، هزینههای پنهانی بر شهرداریها و دولت تحمیل میکند. ترکخوردگی آسفالت، آسیب به پلها و لزوم افزایش تعمیرات دورهای، بخشی از این هزینههاست. کمربندی گلگهر به بندرعباس، با کاهش تردد خودروهای سنگین در مسیر گلگهرـسیرجان به نوعی تنفس زیرساختی برای شهر نیز ایجاد میکند.
از منظر کیفیت زندگی نیز این پروژه، کاهش ترافیک سنگین، آلودگی صوتی و آلودگی هوای کمتر و امنیت بیشتر برای ساکنان حاشیه جادهها را به دنبال دارد. اینجاست که پروژه کمربندی از یک طرح صنعتی، به یک مداخله اجتماعی تبدیل میشود.
چرا این پروژه فقط به نفع گلگهر نیست؟
ممکن است در نگاه اول، احداث کمربندی را صرفاً در چارچوب منافع یک شرکت بزرگ معدنی مانند گلگهر ببینیم، اما واقعیت آن است که سرمایهگذاری از محل حقوق دولتی، بازگشت بخشی از عواید معدن به توسعه زیرساخت عمومی است. این، همان حلقهای است که توسعه صنعتی را به توسعه منطقهای پیوند میدهد.
کاهش تصادفات، کاهش هزینههای درمانی، کاهش فرسایش جادهها، صرفهجویی سوخت و بهبود کیفیت زندگی ساکنان مسیر، منافع عمومی هستند. حتی کسبوکارهای محلی نیز از خلوتتر شدن جادهها و کاهش نااطمینانی در حملونقل سود میبرند.
از معدن تا مسئولیت منطقهای
منطقهای که یکی از ارکان زنجیره فولاد است، برای تداوم رشد خود باید رابطه پایدار با محیط پیرامونی برقرار کند. لذا حرکت گلگهر بهسمت احداث کمربندی، ورای تصمیم لجستیکی، نشانه بلوغ یک بنگاه صنعتی است که میداند مقیاس بزرگ، مسئولیت بزرگتر میآورد.
با توجه به آمار بالای تلفات جادهای و فشار بر زیرساختها، احداث کمربندی گلگهر، الگویی از همافزایی صنعت و توسعه منطقهای ایجاد میکند تا معدن علاوه بر استخراج، در بازطراحی حملونقل و ایمنی مشارکت داشته باشد.
اجرای صحیح پروژه، هزینه حمل هر تن محصول و ریسک اجتماعی فعالیت صنعتی را کاهش میدهد. بااینهمه، ارزش این کمربندی را باید در کاهش تصادفات، فرسایش کمتر جادهها و بهبود کیفیت محیط زیست، جایی که اقتصاد و جامعه در یک مسیر تازه به هم میرسند، جستوجو کرد.
ارسال نظرات
موضوعات روز