تیتر 20- وقتی از «فصل گرم» در صنعت فولاد ایران سخن گفته میشود، منظور از آن، فقط افزایش دمای هوا نیست، بلکه دورهای است که ناترازی برق، بسیاری از واحدهای بزرگ فولادی را ناچار به کاهش تولید یا توقفهای مقطعی کرد.
در این شرایط، اینکه شرکتی بتواند نهتنها تولید خود را حفظ کند، بلکه آن را افزایش دهد، باید نشانههایی از تغییر در الگوی حکمرانی صنعتی و تصمیمگیری راهبردی در آن مجموعه را جستوجو کرد. عملکرد اخیر فولاد کاوه جنوب کیش نشان میدهد برنامهریزی این شرکت فولادی در حوزه زیرساخت انرژی، زودتر از موعد به ثمر نشسته و مسیر تولید با ظرفیت حداکثری در فصل گرم نیز هموار است.
از مدیریت بحران تا طراحی مصونیت ساختاری
طی سالهای اخیر، محدودیت برق به یکی از چالشهای مزمن صنعت فولاد تبدیل شده که در پی آن، ببرخی شرکتها راهبرد انفعالی، یعنی تطبیق با سهمیهبندی و مدیریت کاهش تولید را در پیش گرفتند.. بااینحال، در فولاد کاوه، مسیر متفاوتی انتخاب شد و حرکت به سمت خودتأمینی و کاهش وابستگی به شبکه سراسری در دستورکار قرار گرفت.
در این چارچوب، مشارکت در احداث نیروگاه سیکل ترکیبی خرمآباد، بهویژه تکمیل واحد چهارم گازی با ظرفیت ۱۸۳ مگاوات، به یکی از ارکان کلیدی راهبرد «تولید بدون توقف» تبدیل شد. انتقال و نصب تجهیزات اصلی شامل توربین، ژنراتور، چمبرها، شفت میانی و سامانههای کولینگ، پروژه را وارد فاز نهایی کرد و اکنون با پیشرفت حدود ۷۰ درصدی، اتصال این واحد به شبکه سراسری، پیش از موعد برنامهریزیشده، یعنی تا اردیبهشت سال آینده، دور از دسترس نیست.
این سرعتالعمل در بُعد اجرایی، فراتر از یک دستاورد فنی، به مفهوم انسجام مدیریتی و اولویتبندی صحیح سرمایهگذاریهاست. زمانی که پروژههای زیرساختی زودتر از زمانبندی به بهرهبرداری میرسند، این پیام را به بازار سرمایه و ذینفعان منتقل میکنند که شرکت، در حال کاهش ریسکهای عملیاتی و تثبیت جریان تولید است.
تجربه تابستان، نقطه عطف تولید
نشانههای موفقیت این رویکرد، قلاً نیز آشکار شده بود. بهرهبرداری از فاز نخست بلوک دوم نیروگاه پیش از پیک مصرف تابستان، زمینه را برای رشد قابلتوجه تولید فراهم کرد؛ بهگونهای که تولید تابستانی شرکت با افزایش ۱۱۶ درصدی همراه شد. این رشد کمی، بیانگر عبور از وضعیت محدودیت، به موقعیت بهرهبرداری حداکثری از ظرفیتهاست.
در صنعت فولاد که هزینههای ثابت، بالا و حاشیه سود، وابسته به تیراژ تولید است، هر ساعت توقف، معادل از دست رفتن بخشی از سود عملیاتی است. بنابراین حذف ناترازی برق، نهتنها تولید فیزیکی را افزایش میدهد، بلکه کیفیت سودآوری را نیز بهبود میبخشد. استمرار تولید در ماههایی که معمولاً با افت عملکرد همراه است، بهمعنای توزیع یکنواختتر درآمد در طول سال و کاهش نوسانات مالی است.
تولید بدون توقف، از شعار تا اجرا
آنچه این تحولات را از سطح پروژه عمرانی فراتر میبرد، جایگاه آن در راهبرد کلان شرکت است. طبق اظهارات مدیرعامل فولاد کاوه جنوب کیش، راهبرد «تولید بدون توقف»، محور اصلی برنامههای عملیاتی شرکت است که بر اساس آن، قرار است ۱۲ پروژه راهبردی اجرا شود. خودتأمینی برق و مشارکت در توسعه نیروگاه خرمآباد، یکی از شاخصترین این پروژهها به شمار میرود.
تفاوت مهم اینجاست که راهبرد مذکور صرفاً واکنش به بحران برق نیست، بلکه تلاش برای ارتقای تابآوری صنعتی است. اکنون که ریسکهای محیطی، از جمله محدودیت انرژی و نوسانات بازار افزایش یافته، شرکتهایی موفقترند که متغیرهای حیاتی را تا حد امکان در کنترل خود بگیرند. انرژی، در صنعت فولاد، یکی از همین متغیرهای حیاتی است.
با تکمیل کامل بلوک دوم نیروگاه و اتصال واحد گازی جدید، پیشبینی میشود از سال ۱۴۰۵ بخش قابلتوجهی از دغدغه ناترازی برق شرکت مرتفع شود. این تحول میتواند زمینهساز افزایش معنادار تولید سالانه و تثبیت جایگاه شرکت در میان تولیدکنندگان بزرگ فولاد کشور باشد.
تولید پایدار، پیشنیاز توسعه بازار
تولید با ظرفیت حداکثری در فصل گرم، علاوه بر موفقیت عملیاتی، مزیت رقابتی در بازار داخلی و صادراتی ایجاد میکند. مشتریان بزرگ، بهویژه در بازارهای صادراتی، بیش از هر چیز به قابلیت اطمینان در تحویل اهمیت میدهند. شرکتی که در دورههای اوج مصرف داخلی نیز بدون وقفه تولید کند، در قراردادهای بلندمدت، دست بالاتری خواهد داشت.
از سوی دیگر، استمرار تولید به معنای استفاده بهینه از نیروی انسانی، تجهیزات و سرمایهگذاریهای انجامشده است. هرگونه توقف اجباری، علاوه بر زیان مستقیم، هزینههای پنهانی مانند استهلاک غیربهینه و اختلال در زنجیره تأمین را به همراه دارد. بنابراین سرمایهگذاری در زیرساخت برق را باید نوعی بیمه عملیاتی دانست که بازده آن در قالب ثبات و رشد تولید نمایان میشود.
پیش از موعد، بلوغ اجرایی
آنچه در تجربه اخیر فولاد کاوه قابل توجه است، همزمانی سرعت تکمیل پروژههای زیرساختی و اثرگذاری سریع آنها بر شاخصهای تولید است. معمولاً پروژههای نیروگاهی، دوره بازگشت اثر طولانیتری دارند، اما در اینجا فاصله میان اجرا و نتیجه، کوتاهتر از انتظار بوده است.
این موضوع نشان میدهد برنامهریزیها نهتنها دقیق طراحی شده، بلکه با پایش مستمر و مدیریت اجرایی منسجم همراه بوده است. ورود پروژه به فاز نصب نهایی تجهیزات و پیشبینی اتصال زودتر از برنامه به شبکه، نشان میدهد شرکت از مرحله مدیریت محدودیت عبور کرده و به مرحله طراحی ظرفیت مازاد نزدیک میشود.
چشمانداز ۱۴۰۵: تثبیت تولید ادامه دارد
چنانچه روند فعلی تکمیل نیروگاه و حذف ناترازی برق، مطابق پیشبینیها پیش برود، سال ۱۴۰۵، نقطه تثبیت راهبرد «تولید بدون توقف» برای فولاد کاوه خواهد بود. عبور از فصل گرم با ظرفیت حداکثری، آن هم در شرایطی که بسیاری از رقبا همچنان با محدودیت روبهرو هستند، بهمعنای ارتقای سهم بازار و بهبود شاخصهای مالی است.
تجربه فولاد کاوه نشان میدهد پاسخ به چالشهای ساختاری صنعت، صرفاً در انتظار اصلاحات کلان بیرونی نمیماند. گاه یک تصمیم راهبردی در سطح بنگاه، مانند سرمایهگذاری هدفمند در خودتأمینی انرژی، معادلات تولید را تغییر میدهد. وقتی زیرساخت حیاتی برق از ریسک به مزیت تبدیل شود، فصل گرم، فرصتی برای نمایش ظرفیت واقعی تولید خواهد بود.
ارسال نظرات
موضوعات روز