تیتر 20- در معماری حکمرانی صنعت بیمه، شورای عالی بیمه، با هدایت مسیر رشد و تنظیمگری بازار و نمایندهای که صدای شرکتهای بیمه در این نهاد است، نقش بسزایی در توسعه اقتصادی کشور دارند.
در این بستر، انتخاب محمدرضا کشاورز، مدیرعامل کنونی شرکت بیمه پاسارگاد، بهعنوان نماینده سندیکای بیمهگران ایران، در جلسه اول آذر شورای عمومی سندیکا، از نظر توازن قدرت کارشناسی و تقویت نقش بخش خصوصی در سیاستگذاری کلان بیمه، اتفاق مهمی است.
در صنعت بیمه، هرچند برخی نهادها، کمتر در لایه عمومی دیده میشوند، اما حکم موتور محرک تحول را دارند، زیرا تپش اصلی سیاستگذاری، تنظیمگری و انضباط حرفهای صنعت بر دوش آنهاست. شورای عالی بیمه، نمونه بارز این ساختار است. هر تصمیم این شورا، از نرخگذاری و تدوین آییننامهها تا نظارت بر استحکام مالی شرکتها، میتواند جریانهای اصلی بازار را جابهجا کند.
در این ساختار، انتخاب نماینده سندیکای بیمهگران ایران، صدای بخش خصوصی و حلقه اتصال بین منطق کسبوکار و مقرراتگذاری است. این امر، نشانهای از تغییر رویکرد درونی صنعت به سمت حضور چهرههای مجرب و متعهدی است که نگاه عملگرایانه و نتیجهمحور به ساماندهی بازار دارند.
شورای عالی، مرکز ثقل تنظیمگری صنعت
شورای عالی بیمه، با ترکیب نمایندگان دولت، مدیران ارشد بیمه مرکزی، مدیرعامل یکی از شرکتهای بیمه منتخب صنعت و کارشناسان حوزههای اقتصادی، حقوقی و تجاری تشکیل میشود. این ترکیب، شورا را به فضای همنشینی نگاه دولتی و حرفهای بازار تبدیل میکند. در این فضا، مهمترین تصمیمات درباره آییننامهها، شرایط عمومی بیمهنامهها، سیاستهای بیمه اتکایی، قواعد مالی، نحوه ادغام یا انحلال شرکتها و حتی ساختار نرخگذاریها اتخاذ میشود.
آنچه اهمیت شورا را دوچندان میکند، نقش آن در ایجاد تعادل بین منافع بیمهگزاران، الزامات نظارتی و ضرورتهای توسعهای شرکتهای بیمه است. بسیاری از آییننامههای امروز، نتیجه تصمیمات این شوراست. به بیان دیگر، آینده فنی، مالی و حتی رقابتی بازار، بیواسطه از اتاق فکر این نهاد عبور میکند.
از این منظر، کیفیت نمایندگی بخش خصوصی در شورا، میتواند وزن تصمیمات و دقت انطباق آنها با واقعیتهای بازار را افزایش یا کاهش دهد. حضور فردی با تجربه فنی، نگاه مدیریتی و شناخت کافی از مدلهای مختلف فعالیت در شرکتهای دولتی، خصوصی و اتکایی برای مسیر سیاستگذاری، ارزش مضاعف دارد.
چرا انتخاب کشاورز برای صنعت بیمه مهم است؟
مدیران عامل شرکتهای بیمه، از بین گزینههای مختلف، فردی را به عنوان نماینده شورا انتخاب کردهاند که تجربه مدیریتی او، طیف گستردهای از نقشها را شامل میشود. حسابرسی و مدیریت مالی در بزرگترین شرکت بیمه دولتی، مدیرعاملی و عضویت هیئتمدیره در مجموعههای بخش خصوصی، فعالیت در بیمههای بازرگانی، مدیریت فروش و توسعه بازار، مدیریت بیمه اتکایی و هدایت شرکتهای موفق بیمهای، از سوابق درخشان محمدرضا کشاورز، نماینده منتخب صنعت بیمه در شورای عالی است.
همه اینها کشاورز را در نقطهای قرار میدهد که هم زبان نهاد ناظر را بفهمد و هم منطق بازار را بازتاب دهد. این ترکیب، معمولاً بهسختی در افراد مختلف جمع میشود. در این میان، حداقل میتوان به سه ویژگی برجسته کشاورز، بهعنوان نماینده شورای عالی بیمه اشاره کرد:
الف- رویکرد تحلیلمحور در حسابرسی: سوابق تحصیلی و آغاز کار حرفهای کشاورز در بخشهای حسابرسی و مالی در بیمه ایران، موجب شده به مسائل بیمهای از منظر ریسک، پایداری و محاسبات، دقیق نگاه کند. این نگرش در شورای عالی بیمه ارزشمند است، زیرا بسیاری از تصمیمات شورا، پیامدهای مالی و اثرات بلندمدت دارند. نمایندهای که از جنس اعداد و محاسبات باشد، از تصمیمات و برآوردهای غیرکارشناسی جلوگیری میکند.
ب- تجربه مدیریتی شرکتهای خصوصی و شبهخصوصی: مدیرعاملی بیمه پاسارگاد، بیمه دی و بیمه اتکایی ایرانیان و نیز عضویت در هیئتمدیره شرکتهای تولیدی و لیزینگ نشان میدهد کشاورز، با منطق واقعی بازار، در میدان عمل آشناست. این تجربه، به او قدرت میدهد تأثیرات واقعی آییننامهها بر کسبوکار شرکتهای بیمه را تحلیل کند.
ج- توانمندی در توسعه بازار و مدیریت شبکه فروش: یکی از چالشهای جدی صنعت بیمه، توسعه واقعی بازار و افزایش ضریب نفوذ است. سابقه کشاورز در معاونت فروش و توسعه بازار، نشان میدهد وی با ادبیات رفتار مشتری، شبکه فروش و ساختار رقابت در صنعت آشناست. بنابراین او قادر است در تدوین آییننامههایی نقشآفرینی کند که موجب چابکی بیشتر بازار، رقابتیتر شدن فضای بیمهگری و توسعه محصولات شود.
پیامدهای مثبت یک انتخاب
انتخاب مدیری از دل بخش خصوصی، آن هم شرکتی که بهواسطه ساختار مالی، رشد پرتفوی و انضباط مدیریتی شناخته شده، به تقویت رویکرد بخش خصوصی در تصمیمات شورا کمک میکند. شرکتهای خصوصی، بیش از هر چیز، به ثبات مقررات، کاهش ابهام و توسعه فضای رقابتی نیاز دارند و حضور کشاورز میتواند در جهت تحقق آنها مؤثر باشد.
همچنین ترکیب سوابق مالی، فنی و اتکایی، باعث میشود کشاورز قادر باشد مصالح شرکتها و حساسیتهای نهاد ناظر را همزمان درنظر بگیرد. این امر احتمال تصویب آییننامههای اجراییتر، با پیامدهای مثبتتر را برای بازار افزایش میدهد. بسیاری از آییننامهها، اگر به دور از تجربه عملیاتی تدوین شوند، در مرحله اجرا با چالش مواجه میشوند. حضور مدیری که در میدان فروش، فنی، مالی و اتکایی فعالیت کرده، مانع تصویب مقرراتی میشود که با واقعیت بازار فاصله دارد.
علاوه بر این، انتخاب فردی از درون بخش خصوصی، به معنای پذیرش اهمیت نقش آن در توسعه بازار است. این انتخاب، در بلندمدت به تقویت حضور شرکتهای خصوصی در تصمیمسازی، توجه به نیاز آنها و مقرراتگذاری تسهیلگرانهتر کمک میکند.
شورای عالی بیمه، بهعنوان اصلیترین نهاد تنظیمگر صنعت بیمه، نیازمند نمایندگانی است که هم تجربه، هم تحلیل و هم قدرت گفتوگو با نهاد ناظر را داشته باشند. انتخاب کشاورز، بهدلیل توصیفات یادشده، موجب افزایش وزن کارشناسی در تصمیمات، تقویت منافع رقابتی و توسعه فضای حرفهای میشود. این انتخاب، نشانهای از بلوغ صنعت بیمه و توجه به نقش مدیرانی است که قادرند اثرگذاری خود را در سطح سیاستگذاری در شورا نیز نشان دهند.
ارسال نظرات
موضوعات روز