تیتر20 - بانکداری برای نسل زد، بیش از آنکه مسابقه سرعت در انتشار نسخههای جدید اپلیکیشن باشد، آزمونی برای فهم جزئیات سبک زندگی دیجیتال آنهاست؛ نسلی که اولین تجربه جدیاش از پول، نه با صف شلوغ شعبه، بلکه با یک نوتیفیکیشن روی موبایل شکل میگیرد.
رسیدن «جهش بانک» و «بانکیدو» بانک «ایران زمین» به چندصد هزار کاربر، اگر فقط بهعنوان یک رشد کمی دیده شود، عمق ماجرا گم میشود.
اهمیت این نقطه، آنجاست که نشان میدهد یک بانک سنتی قدیمی توانسته بخش مهمی از آینده بانکی خود را روی رفتاری بنا کند که هر روز زیر دست نسل زد تغییر شکل میدهد.
نسل زد؛ مشتری که دائم شکل عوض میکند
نسل زد، اولین نسلی است که نه خاطرهای از دفترچه حساب کاغذی دارد و نه حس نوستالژیکی نسبت به شعبه.
این نسل خدمات مالی را در امتداد شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای محتوایی میبیند؛ جایی که همه چیز قابل شخصیسازی، سریع، شفاف و قابل ترک است.
همین «قابل ترک بودن» کلید تحلیل رفتار این گروه است. برای آنها خروج از یک اپلیکیشن بانکی، تصمیمی شبیه حذف یک اپلیکیشن شبکه اجتماعی است؛ بدون تعارف، بدون وفاداری احساسی.
در چنین فضایی، عدد ۵۰۰ هزار یا حتی ۷۰۰ هزار کاربر برای جهش و بانکیدو، بیش از آنکه نشاندهنده موفقیت در جذب باشد، شاخص ورود به یک بازی سخت در نگهداشت مشتری به حساب میآید.
این کاربران نسل زد هر روز در معرض تجربههای جدید در حوزه پرداخت، کیف پول، سوپر اپها و پلتفرمهای تجارت الکترونیک هستند.
هر کدام از این فضاها به صورت غیرمستقیم استاندارد ذهنی آنها از یک تجربه مالی خوب را بالا میبرد.
بنابراین نئوبانک جهش اگر فقط نقش یک اپلیکیشن بانکی با ظاهر مدرن را بازی کند، به سرعت در ذهن این نسل، کنار دهها اپلیکیشن مشابه دیگر محو میشود.
فاصلهگیری آگاهانه از بانکداری سنتی
بانک ایران زمین برای ورود جدی به حوزه نسل زد، تصمیم گرفته مزیت رقابتی خود را نه در شعبه، نه در نرخ سود و نه در شکل کارت، بلکه در نوآوری مبتنی بر شخصیسازی تعریف کند.
جهش بانک در این چارچوب، یک اپلیکیشن نیست؛ بستری است که محصول روی آن بر اساس موقعیت، سن، نیاز و نقش کاربر تغییر چهره میدهد.
حساب دانشجو، کارمند، عضو هیئت علمی یا دانشآموز در این فضا مثل یک «پوسته» ثابت دیده نمیشود، بلکه مجموعهای از سرویسهاست که قابل چیدن، جابهجایی و رشد هستند.
این تمرکز بر شخصیسازی، فاصلهای روشن با بانکداری سنتی ایجاد میکند. در بانک سنتی، محصول اغلب ثابت است و مشتری مجبور به تطبیق خود با آن میشود.
در جهش، تلاش شده محصول به سمت کاربر حرکت کند. از افتتاح حساب دیجیتال بدون مراجعه حضوری تا مدیریت هوشمند منابع مالی و تعریف «جیبهای هوشمند» در کیف پول، همه نشانه این رویکرد است که بانک باید خود را به زبان کاربر برساند.
نسل زد زبان رسمی بانکی را نمیپذیرد؛ او انتظار دارد پیامها، فرایندها و حتی پاداشها شبیه اپلیکیشنهایی طراحی شوند که هر روز با آنها سر و کار دارد.
نکته مهم دیگر این است که بانک ایران زمین، نوآوری را به سطح ظاهر محدود نکرده و در لایه زیرساخت نیز مدل خود را از بانکدار سنتی جدا کرده است.
تکیه بر هلدینگ فناوری اطلاعات جامپ، همکاری با شرکت جهشپرداز آینده و استفاده از مدل بانکداری دیجیتال مشارکتی، نشان میدهد بانک به جای ساخت یک اپلیکیشن مجزا، به ساخت یک پلتفرم فکر کرده که بتواند با سازمانها، نهادهای آموزشی، جهاد دانشگاهی و حتی مدارس وارد تعامل شود.
این شبکه مشارکت، نسل زد را نه به صورت یک «مشتری فردی» جدا از محیط، بلکه به عنوان عضوی از اکوسیستم آموزشی، خانوادگی و سازمانی هدف میگیرد.
بانکیدو؛ جابهجایی مرز ورود به بانک
محور مهم تحول بانکداری نسل زد در بانک ایران زمین، از بانکیدو میگذرد. بانکیدو آستانه ورود به بانک را چند سال پایینتر کشیده است؛ از جوان ۱۸ سالهای که برای اولین حساب دانشجویی خود اقدام میکند، به کودک ۷ سالهای که اولین تماس جدیاش با مفهوم پول را داخل یک اپلیکیشن و با کارت بانکی خودش تجربه میکند.
این جابهجایی سِن ورود، معنا دارد؛ بانک با نسلی سروکار دارد که رابطهاش با پول، بسیار زودتر از رابطهاش با شغل شکل میگیرد.
در بانکیدو، حساب کودک یا نوجوان فقط یک «محصول بانکی مخصوص زیر ۱۸ سال» نیست. این فضا قرار است نقش یک آزمایشگاه رفتار مالی را برای نسل زد بازی کند.
مدیریت پول توجیبی، دریافت عیدی دیجیتال با کمپینهایی مثل «عیدی من کو؟»، خرید آنلاین در محیطی کنترلشده و دریافت پاداش پس از انجام عملیاتهای مشخص، همه در کنار هم رفتار مالی کودک را شکل میدهد.
اینجا بانک از نقش انفعالی به نقش تربیتکننده وارد میشود؛ یعنی به جای فقط ثبت تراکنش، بخشی از یادگیری مفاهیم دخل، خرج و پسانداز را هدایت میکند.
همکاری با وزارت آموزش و پرورش و طرحهایی مانند کارت نشاط، نشان میدهد این جدی گرفتن نقش تربیتی، فقط در سطح شعار نمانده است.
کارت نشاط علاوه بر ارائه خدمات حمایتی و رفاهی بدون انگزنی به دانشآموزان کمبرخوردار، شبکهای از تجربه مالی را برای گروهی از نسل زد طراحی میکند که معمولا دیرتر و سختتر به ابزارهای مالی رسمی دسترسی پیدا میکنند.
در این چارچوب، وفاداری در نسل زد نه از مسیر سود بانکی، بلکه از مسیر تجربه محترمانه و بدون تبعیض ساخته میشود. این وفاداری اگر درست مدیریت شود، میتواند به رابطهای چند دهساله بین کاربر و بانک تبدیل شود.
وفاداری ناپایدار نسل زد و مسئولیت سنگین جهش
چالش اصلی بانکداری نسل زد در ایران، شکنندگی وفاداری است. نسلهای قبل، به دلیل محدودیت گزینهها، رابطه خود با بانک را به سختی تغییر میدادند.
نسل زد در نقطه مقابل، در محیطی بزرگ شده که تغییر پلتفرم، اپراتور یا سرویس، بخشی عادی از زندگی دیجیتال اوست. در چنین فضایی، پذیرش ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار کاربر از این نسل، بیش از اندازه بزرگ، شکننده و پرریسک است.
اگر تجربه کاربری جهش و بانکیدو با سرعت تغییر انتظارات این نسل همگام نشود، احتمال ریزش کاربران بالا میرود و بازگشت آنها بسیار دشوار خواهد بود.
برای پاسخ به این چالش، بانک ایران زمین چند لایه را همزمان تقویت کرده است. از یک سو، زیرساخت فنی، نرمافزار، صدور کارت و کیف پول دیجیتال در جهش تلاش میکنند فشار حجم تراکنش و درخواستهای متنوع را تاب بیاورند.
نسل زد تحمل خطای مداوم، کندی و قطعی را ندارد. از سوی دیگر، هلدینگ جامپ به سراغ چابکسازی ساختارها رفته تا امکان بهروزرسانی و عرضه ویژگیهای جدید با سرعتی نزدیک به الگوی استارتاپی فراهم شود.
نسل زد انتظار دارد بانک هر بار «حرف تازهای» برای گفتن داشته باشد، درست مانند شبکههای اجتماعی که هر چند وقت یکبار قابلیت جدیدی عرضه میکنند.
محور سوم، گوش دادن مداوم به کاربر است. طراحی داشبوردهای یکپارچه برای نظارت بر رفتار کاربران، توسعه هوش مصنوعی در فرایندهای مشتریمحور و دریافت بازخورد مستقیم، به بانک این امکان را میدهد که از یک تصویر ایستا از مشتری فاصله بگیرد و نبض تغییرات را زنده ببیند.
نسل زد مجموعهای از رفتارهای متناقض در خود دارد؛ هم حساس به حریم خصوصی است و هم بهراحتی بخشی از زندگی خود را با پلتفرمها به اشتراک میگذارد.
فهم همین تضادهاست که میتواند شخصیسازی را از سطح چند گزینه ساده در تنظیمات، به سطح تجربهای واقعا منطبق با نیاز لحظهای کاربر برساند.
بانکداری نسل زد در بانک ایران زمین، اگر بخواهد از این مرحله عبور کند و به مرحله تثبیت برسد، نیاز دارد همین منطق شخصیسازی و مشارکت را در مقیاسی وسیعتر اجرا کند.
جهش با شبکهسازی بین سازمانها، دانشگاهها و مدارس، و بانکیدو با بازتعریف نقطه آغاز رابطه کودک با بانک، دو ضلع یک استراتژیاند: ساختن نسلی که بانک را نه یک نهاد دور و پرهزینه، بلکه بخشی طبیعی و قابل کنترل از زندگی روزمره دیجیتال خود میبیند.
ارسال نظرات
موضوعات روز