تیتر ۲۰- در حالی که مس به عنوان یکی از فلزات راهبردی قرن بیست و یکم شناخته می شود و نقش کلیدی در گذار انرژی، توسعه خودروهای برقی و زیرساخت های دیجیتال دارد، صنعت مس ایران در نقطه ای حساس از تاریخ خود ایستاده است . اعلام هدف تولید یک میلیون تن کاتد مس به عنوان چشم اندازی بلندپروازانه، اگرچه در ظاهر نشانه ای از عزم توسعه ای است، اما در بطن خود با مجموعه ای از چالش های ساختاری، مدیریتی و مالی روبه روست که تحقق این هدف را با تردیدهای جدی مواجه می کند.
بر اساس برآوردهای کارشناسی، دستیابی به تولید یک میلیون تن کاتد مس، نیازمند توسعه همزمان در بخش های اکتشاف، استخراج، تغلیظ، ذوب و پالایش است، زنجیره ای که هر حلقه آن به سرمایه گذاری سنگین، فناوری روز و مدیریت پایدار نیاز دارد. در شرایط فعلی، بخش مهمی از معادن مس کشور با افت عیار، فرسودگی تجهیزات و محدودیت های محیط زیستی مواجه اند. این وضعیت، هزینه تولید را افزایش داده و بازده سرمایه گذاری را کاهش میدهد، موضوعی که بدون تزریق منابع مالی قابل توجه، در عمل امکان عبور از آن وجود ندارد.
یکی از اصلی ترین موانع تحقق این چشم انداز، نبود سرمایه گذاری خارجی است. تحریم ها، ریسک های سیاسی و نبود شفافیت های نهادی باعث شده صنعت مس ایران از جریان سرمایه و فناوری جهانی تا حد زیادی محروم بماند. در حالی که کشورهای رقیب با جذب سرمایه گذاران بین المللی، پروژه های عظیم توسعه ای را پیش می برند، صنعت مس ایران ناچار است بار سنگین تأمین مالی را بر دوش منابع داخلی بگذارد، منابعی که خود با محدودیت های جدی مواجه اند.
تأمین سرمایه از بازار سرمایه داخلی، استقراض بانکی یا منابع دولتی، هر یک چالش های خاص خود را دارند. بازار سرمایه عمق کافی برای پروژه های چندمیلیارد دلاری ندارد، نظام بانکی با تنگنای اعتباری روبه روست و دولت نیز در شرایط کسری بودجه مزمن، توان ایفای نقش سرمایه گذار بزرگ را ندارد. در چنین فضایی، هدف گذاری یک میلیون تن کاتد بیشتر به یک شعار توسعه ای شباهت دارد تا یک برنامه اجرایی مبتنی بر واقعیت های مالی.
در کنار محدودیت های مالی، تغییرات پی درپی مدیریتی در شرکت ملی صنایع مس ایران به یکی از چالش های جدی مسیر توسعه تبدیل شده است. هر تغییر مدیریتی، بهطور طبیعی با بازنگری در اولویت ها، توقف یا کندی پروژه ها و تغییر رویکردها همراه است. این بی ثباتی، نهتنها زمان اجرای طرح ها را طولانی می کند، بلکه اعتماد سرمایه گذاران داخلی و ذینفعان را نیز تضعیف می کند.
پروژه های بزرگ معدنی و صنعتی، نیازمند افق های بلندمدت و ثبات در تصمیم گیری هستند. وقتی مدیران پیش از آنکه بتوانند نتایج برنامه های خود را ببینند، جای خود را به مدیران جدید می دهند، در عمل زنجیره تصمیم سازی دچار گسست می شود. در چنین شرایطی، چشم انداز یک میلیون تن کاتد، بیش از آنکه محصول یک استراتژی پایدار باشد، به هدفی متغیر و وابسته به سلیقه مدیران تبدیل می شود.
نکته مهم دیگر، رویکرد انحصارگرایانه شرکت ملی مس در زنجیره صنعت مس کشور است. تمرکز بخش عمده ای از ذخایر، تولید و تصمیم گیری ها در یک مجموعه، اگرچه می تواند مزایایی چون یکپارچگی مدیریت را به همراه داشته باشد، اما در عمل مانع شکل گیری رقابت، نوآوری و مشارکت بخش خصوصی شده است. این انحصار، فضای ورود سرمایه گذاران جدید را محدود کرده و امکان استفاده از ظرفیت های بخش خصوصی داخلی را کاهش داده است.
در بسیاری از کشورهای معدنی، توسعه صنعت مس با مشارکت بازیگران متنوع و رقابتپذیر انجام می شود، الگویی که هم ریسک را توزیع می کند و هم بهره وری را افزایش می دهد. در ایران اما، تمرکزگرایی و انحصار، نه تنها بار مالی سنگینی بر دوش شرکت ملی مس گذاشته، بلکه سرعت توسعه را نیز کاهش داده است.
تولید یک میلیون تن کاتد مس، اگرچه هدفی جذاب و همسو با نیازهای آینده اقتصاد جهانی است، اما بدون اصلاحات عمیق در ساختار سرمایه گذاری، مدیریت و حکمرانی صنعتی، بیش از آنکه یک برنامه قابل تحقق باشد، به یک آرمان دوردست تبدیل خواهد شد. نبود سرمایه گذاری خارجی، دشواری تأمین مالی داخلی، بی ثباتی مدیریتی و رویکرد انحصارگرایانه، چهار ضلع اصلی چالشی هستند که صنعت مس ایران با آن مواجه است.
اگر قرار است این چشم انداز از سطح شعارعبور کند، شرکت ملی مس ناگزیر است به سمت ثبات مدیریتی، مشارکت واقعی بخش خصوصی، کاهش انحصار و ایجاد بسترهای جذاب برای سرمایه گذاری حرکت کند. در غیر این صورت، هدف یک میلیون تن کاتد، همچنان روی کاغذ باقی خواهد ماند، در حالی که فرصت های طلایی بازار جهانی مس، یکی پس از دیگری از دست می روند.
ارسال نظرات
موضوعات روز